سکوت کمر فکرم را شکست

سکــــــــوت کمر فکرم را شکست…
خسته ام‍ــ…
از تظاهر به
خـــــندیدن،
به بـــــودن،
به صـــــبر،
به ایــــــستادگی…
کاش میشد به عزراییل رشوه داد…
اینــــ↭ــــجا
در این سرزمین خاکی
پر است از ادم هایی که مرا نمی فهمند
و فقط ترجمه ام می کنند…
آن هم به زبان خودشان…
خــــــــــــــــــسته ام‍ــ...
دیدگاه ها (۱)

مامان جونم عاشقتم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط