رمان ملک قلبم

رمان ملک قلبم

پارت ۴۴

دیانا، نشسته بودم رو کاناپه که ارسلان جوشانده به دست اومد

ار،بفرمایید عزیزم

دیانا، مرسی

ارسلان، خواهش میکنم

دیا،جوشانده ام رو خوردم ارسلان اولین روز که دیدمت فکر نمیکردم مهربون باشی

ارسلان، آدم های زیادی مهربونی منو ندیدن فقط اونایی که از ته دلم دوسشون دارم دادین

دیانا، خیانت کار

ارسلان، چرا

دیانا، کدوم آدم خری رو به جز من دوست داری

ارسلان، این چه سوالی مادر و پدرم خانوادم

دیانا، عه بد شد که ببخشید تو خیلی خوبی ببخشید که گفتم خر

ارسلان،میدونم یه کوچولو حساسی
دیدگاه ها (۰)

رمان ملک قلبم پارت ۶۶ار،لباسا شو درآوردم لبم رو گذاشتم رو لب...

پارت ۳۷دکتر، بچه دختره ار،واقعا دکتر،بله ار، مرسی دکتر، خوا...

پارت ۳۰ دیا، ارسلان خیلی دوست دارم ار، منم دوست دارم دیا، ح...

رمان رویای من پارت ۱۰ دیانا، ببخشید شما رو اذیت کردم ارسلان،...

رمان ملک قلبم پارت ۵۵دیانا، ارسلان ارسلان، بله دیانا، گشنمه ...

پارت ۲۶که ارسلان افتاد روم عه ارسلان اذیت نکن باشو خودم خستم...

من، دیانا یچی میخوام دیا، نه اصلا حرفشم نزن من، آخه من میخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط