بیا تابا غزل عقدت کنم تامحرمم باشی
بیا تابا غزل عقدت کنم تامحرمم باشی
شریک شادی وشعروشب وشوروغمم باشی
نمیخواهم بجزچشم تو رازی بینمان باشد
دلم میخواهدآگاه ازهمه زیروبمم باشی
دمادم عمرمن اتلاف شداسراف شد بی تو
بیاتا همدلم باشی، بیا تا همدمم باشی
شدم مات رخت ،چون مهره ی دشمن چه بد کیشی
توقع داشتم تو قلعه ی مستحکمم باشی
اگرخاکم اگرآبم،بدان من بی تو بی تابم
بیا تاکعبه ام باشی، بیا تا زمزمم باشی
به دل مهر تورا مثل علی یک عمر پروردم
مبادا روز آخر جای ابن ملجمم باشی
درون دل غمی دارم،زعشقت عالمی دارم
مبادا لحظهای تو، خارج از این عالمم باشی.
شریک شادی وشعروشب وشوروغمم باشی
نمیخواهم بجزچشم تو رازی بینمان باشد
دلم میخواهدآگاه ازهمه زیروبمم باشی
دمادم عمرمن اتلاف شداسراف شد بی تو
بیاتا همدلم باشی، بیا تا همدمم باشی
شدم مات رخت ،چون مهره ی دشمن چه بد کیشی
توقع داشتم تو قلعه ی مستحکمم باشی
اگرخاکم اگرآبم،بدان من بی تو بی تابم
بیا تاکعبه ام باشی، بیا تا زمزمم باشی
به دل مهر تورا مثل علی یک عمر پروردم
مبادا روز آخر جای ابن ملجمم باشی
درون دل غمی دارم،زعشقت عالمی دارم
مبادا لحظهای تو، خارج از این عالمم باشی.
- ۵۳۵
- ۲۶ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط