میونجئونگ رفتمتواتاقسرموکلدمتوبالشوشولوبهگلیه

میون‌جئونگ :رفتم‌تو‌اتاق‌سرمو‌کلدم‌تو‌بالش‌وشولو‌به‌گلیه
کردم
کوک:پشت‌در‌بودیم دیگه‌تاقت‌نیاوردم‌رفتم‌تو‌اتاق‌کنارش‌نشستم
کوک:دختر‌قشنگم‌بابایی رو‌میبخشی
میون‌جئونگ:نه
کوک:ای‌بابا‌اخه‌من‌واسه‌‌یکی‌عروسک‌وکلی‌خوراکی‌خریدم
میون‌جئونگ:خب‌که‌دی‌نه‌علوسکتو‌مخوام‌نه خلاکیتو
کوک:عزیزم‌هرکاری‌بگی‌میکن‌فقط منو‌ببخش
میون‌جئونگ:نمیخوام
کوک:بهتره‌اشتی‌کن‌وگرنه‌
میون‌جئونگ:ودلنه‌چی‌هان‌مزنیم‌بزن‌مهم‌نیست(باداد‌گریه)
دیدگاه ها (۶)

کوک:هیششش‌نخیر‌می‌خواستم‌بگم‌قل‌قلکت‌میدم‌میون‌جئونگ:به‌دلکک...

کوک:۴ساعت‌از‌وقتی‌میون‌جئونگ‌رو‌توماشن‌زندانی‌کردم‌میگذرههمه...

کوک:رفتم‌از‌سندوق‌‌جعبه‌کمک‌هایه‌اولیرواوردم‌گوششو‌پانسمان‌ک...

کوک:توراه‌بودیم‌تا‌خونه‌۳ساعت‌راهه‌میون‌حوسلش‌سررفته‌بودکوک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط