میدونی قشنگم؛۱۴ ساله کنآرم بودی...

میدونی قشنگم؛۱۴ ساله کنآرم بودی...
۱۴ ساله رفیقیم و همو به هیچکی نفروختیم
از همون روزی که کنآر هم توی کوچه پس کوچه هآی بوشهر زیبآ قدم می‌زدیم و بآزی میکردیم تا حالا که از هم از نظر جسمی جدآ شدیم و هر کدوم یه راهی رفتیم یکی تهرآن و یکی شیرآز؛
امآ... هیچ چیزی بآعث نشد از هم جدآ بشیم...
بازم تو هستی! وقتی همه ترکم کردن تو بودی که کنارم بودی...
نه شروعش یادم میاد، نه روز آخری که همو دیدیم ولی ته دلم مطمئنم تو همون بودی که باید میبودی۱۴ ساله که رفیقمی...
بهتر بگم ؛ تو مثل خوآهرمی!
از اون سآل تا امروز، از کوچه های بوشهر تآ دورترین شهر هم که بریم؛ بآزم قلب و روحمون پیش همدیگست...
اولین بآر، من با لباس صورتی،تو با لباس بنفش و دوتا ظرف پآستیل...چیزی که بآعث شد خواهرای هم شیم...
دقیقاً ۱۴ سال پیش... درست توی همین روزها، من و تو کنار مادرامون داشتیم بازی میکردیم تصمیم گرفتیم تا آخر عمرمون بآهم باشیم
بآورت میشه؟۱۴ سال! ۱۴ ساله که قلب منی
۱۴ ساله که رازدارمی
۱۴ ساله که نقطه ضعفمی
تو نه فقط رفیق منی، بلکه تو بخشی از خاطراتِ قبل از حافظه ام هستی. از ته دلم دوستت دارم، خواهر قشنگم...
تقدیم به یوری
۱۴۰۵/۴/۲۴
بآ عشق 💘
.لیلیآن
my love:: @989146_4445
دیدگاه ها (۲)

𝐋𝐈𝐋𝐈:: 𝐁𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐭𝐰𝐨 𝐰𝐨𝐫𝐥𝐝𝐬𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:: 𝟏𝟓𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫:: 𝐥𝐢𝐥𝐢> "هر سرنخ...

𝐋𝐈𝐋𝐈:: 𝐁𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐭𝐰𝐨 𝐰𝐨𝐫𝐥𝐝𝐬𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:: 𝟏𝟒𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫:: 𝐥𝐢𝐥𝐢> "گاهی جو...

۳ تیر، یک سال از رفاقتمون گذشت...قرار بود همون روز این پست ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط