سریال من عوض شدم

سریال من عوض شدم
پارت ۲
از اونجایی که خیلی مامان و بابا رفته بودن رو مخم تصمیم گرفتم برم خونه ی جدید آنی. اونجا بهترین جایی بود که تا حالا رفته بودم. عین یه قصر بزرگ بود. معمار خوبی داشت چون از رنگ سفید و طلایی برای دیوار ها استفاده کرده بود. روی سقف چندتا پنجره بود که نور آفتاب ازشون بیرون میزد. یه سالن گنده هم داشت که مخصوص رقص بود. یه لحظه به اونجا نگاه کردم و یهو خودم رو همون جا دیدم اما همجا پر از خون و جسد‌ بود. یهو برگشتم به همون جای عادی و بیهوش شدم. وقتی بیدار شدم آنی رو دیدم که بالا سرم بود‌. گفت: ماریا؟ حالت خوبه؟ یهو بیهوش شدی.
من: حالم خوبه، الان باید برم خدافظ.
لباسمو پوشیدم و رفتم. تو راه، یه کوچه بن بست رو دیدم که چندتا دختر داشتن یه بچه رو میزدن. رفتم و گفتم: بسه!‌ ولش کنین.
یکی از اون بچه ها که اسمش لوسی بود، بهم نگاه کرد کرد. با صدای دارکی که داشت گفت: سلام ماریا...ماریا ویلچر!.
من: اسممو از کجا میدونی!؟.
گفت:‌ ما همه چی رو میتونیم چون بزرگ ترین گروه بد دنیاییم.
اون یکی گفت:‌ میخوای عضو ما شی؟.
من:‌ نه!
اما یه حسی میگفت قبول کنم.
گفت: امروز توهم عجیبی زدی‌ مگه نه؟.
من: از کجا میدونی عوضی؟!.
من؟ من الان فوش دادم؟ من هیچوقت اینجوری نبودم!
گفتم: ب باشه عضو گروهتون میشم
اعضای گروه:
لونا
اریکا
لوسی
ماریلا
روسو
مینی
واسالر
و من
دیدگاه ها (۰)

نمیدانم چرا اما وقتی صدای شخصیت هارو می‌شنوم یا عکسشونو میبی...

بیشترشون انیمه این😵‍💫دازای بالا ترین لول رو داره

بگین تولو خدا 🥺❤️

سریال من عوض شدمپارت ۱شخصیت ها:ماریا:منکریستی:مادرمبرادرم:دا...

ادامه داستان رمانرمان مافیای من (پارت2)که یهو همون پسره یعنی...

Part 2دیدم یه پسر خیلی کراش و هات وارد شد سوا گفت اون بزرگ ت...

عشق و نفرت_قسمت هفتم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط