پدر شوهرش فوت کرده بود

پدر شوهرش فوت کرده بود

گفتمش : حلالش کردی ؟

سرش را انداخت پایین و سکوت کرد

گفتمش : حلالش نکردی ؟

گفت : خیلی اذیت شده ام ..

گفتمش: میدانم .. اما دستش از دنیا کوتاه شده ..رحم کن .. تو که خیلی مهربانی!

گفت : باید زودتر میفهمید

گفت و گفتم و گفتم و گفتم .. باز هم رضایت نداد .. صدایم را بلند تر کردم تا دو نفر بغل دستیمان هم بشوند .. بلکه به کمکم بیایند و راضیش کنیم ..

سه نفری به جان افکارش و دردهایش افتادیم .. ساعتی گذشت ... انقدر حرف زدیم تا رضایت داد ...

و من با خودم تکرار میکردم خدا نکند که بعد مرگم مهربان ها هم سختشان باشد رضایت دهند ...
دیدگاه ها (۲۰)

ﺍﻥ ﺷﺎﺍ... ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﺗﻘﻮﻳﻢ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪﻧﻮﺷﺖ؛ "ﺗﻌﻄﻴﻞ=ﺭﻭﺯﻇﻬﻮﺭ ﻣﻬﺪﯼ ﻓﺎﻃﻤ...

روز شهادت حضرت زهرا (س) یکی خدمت آیت الله بهجت عرض کرد : آقا...

شعری بسیار زیبا درمورد مرگخواب بودم، خواب دیدم مرده امبی نها...

هرگاه امتـــداد نگــــــــــاهت به حـــــرام نرســـــــد شهی...

🟡اینجا ورود زنان ممنوع است. آشنایی با فرقه مسیحی کوهستان آ...

#راضی_به_رضای_تو ۳۷🌟محبوب ترین انسان ها در نگاه خداوند ؛ کسا...

🟢 #پرسمان‌مهدوی ۵٠🟠اینکه گفته می شود حضرت قائم(عج) هنگام ظهو...

با این همه دشمن، آیا امیدی به آینده هست؟پاسخ ناب رهبر شهیدما...

پسر شهید سید حسن نصرالله در پاسخ به این سوال که "آیا ایران ب...

🟡 #لوح | حُبُّ الحُسَین یُوَحِّدُنا🔸 عشق حسین علیه السلام ما...

🟡 #آیه_تراپی | وقتی یه کار مهم دست آدماییه که بهشون اعتماد ن...

.⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⣴⣶⣤⣤⡆⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠈⢉⣽⡿⠋⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⢀⣤⠀...

پناهِ تو زیباستچه نزدیک باشی چه دور💚:)#السلام‌_علیک_یا_قمر_ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط