Forced Marriage
Forced Marriage
Part 42
بعد از اون پیام
دیگه نتونستم تمرکزم رو روی پروندهها بذارم
هر چند دقیقه یک بار ناخودآگاه به گوشی نگاه میکردم
جین متوجه شده بود
&جنا
+هوم؟
&امروز زودتر برو خونه
+چرا؟
&چون حواست اینجا نیست
خواستم جواب بدم که منشی وارد اتاق شد
خانم کانگ
+بله؟
ـ یه بسته براتون اومده
نگاهم روی بسته افتاد
همون لحظه حس بدی گرفتم
جین کنارم ایستاد
&بازش نکن
+نمیکنم
گوشیم رو برداشتم و به تهیونگ پیام دادم
چند دقیقه بعد جوابش اومد
همونجا بمون
اما قبل از اینکه پیام بعدی رو ببینم
برق شرکت برای چند ثانیه قطع شد
همه چیز توی تاریکی فرو رفت
صدای چند نفر از بیرون میومد
با احتیاط از پشت میزم بلند شدم
+جین؟
جوابی نشنیدم
قلبم تندتر زد
چند ثانیه بعد چراغها دوباره روشن شد
اما جین کنار در ایستاده بود
&جنا...
لحنش عجیب بود
+چی شده؟
به سمت در رفتیم
روی زمین یک کاغذ افتاده بود
جین برداشتش
چهرهاش تغییر کرد
+چی نوشته؟
کاغذ رو به سمتم گرفت
فقط یک جمله بود
این بار نوبت تو بود که بترسی
همون لحظه گوشیام زنگ خورد
شماره ناشناس
چند ثانیه به صفحه نگاه کردم
بعد جواب دادم
+مین؟
صدای خنده کوتاهش از پشت تلفن اومد
=بالاخره فهمیدی؟
+دست از این کارا بردار
=فکر کردی با چند تا پلیس میتونی منو متوقف کنی؟
نفسم رو حبس کردم
=باید میفهمیدی وقتی یه پرونده رو رد میکنی، بعضی آدما فراموش نمیکنن
تماس قطع شد
چند ثانیه بعد صدای جین بلند شد
&جنا...
برگشتم سمتش
+چی شده؟
جین گوشی شرکت رو توی دستش گرفته بود
&نگهبانی گفته یه نفر چند دقیقه پیش وارد طبقه ما شده
+چی؟
&دوربینها رو هم از کار انداخته
نگاهم روی در اتاقم ثابت موند
برای اولین بار فهمیدم
مین فقط حرف نمیزد
داشت واقعاً جلو میاومد
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
Part 42
بعد از اون پیام
دیگه نتونستم تمرکزم رو روی پروندهها بذارم
هر چند دقیقه یک بار ناخودآگاه به گوشی نگاه میکردم
جین متوجه شده بود
&جنا
+هوم؟
&امروز زودتر برو خونه
+چرا؟
&چون حواست اینجا نیست
خواستم جواب بدم که منشی وارد اتاق شد
خانم کانگ
+بله؟
ـ یه بسته براتون اومده
نگاهم روی بسته افتاد
همون لحظه حس بدی گرفتم
جین کنارم ایستاد
&بازش نکن
+نمیکنم
گوشیم رو برداشتم و به تهیونگ پیام دادم
چند دقیقه بعد جوابش اومد
همونجا بمون
اما قبل از اینکه پیام بعدی رو ببینم
برق شرکت برای چند ثانیه قطع شد
همه چیز توی تاریکی فرو رفت
صدای چند نفر از بیرون میومد
با احتیاط از پشت میزم بلند شدم
+جین؟
جوابی نشنیدم
قلبم تندتر زد
چند ثانیه بعد چراغها دوباره روشن شد
اما جین کنار در ایستاده بود
&جنا...
لحنش عجیب بود
+چی شده؟
به سمت در رفتیم
روی زمین یک کاغذ افتاده بود
جین برداشتش
چهرهاش تغییر کرد
+چی نوشته؟
کاغذ رو به سمتم گرفت
فقط یک جمله بود
این بار نوبت تو بود که بترسی
همون لحظه گوشیام زنگ خورد
شماره ناشناس
چند ثانیه به صفحه نگاه کردم
بعد جواب دادم
+مین؟
صدای خنده کوتاهش از پشت تلفن اومد
=بالاخره فهمیدی؟
+دست از این کارا بردار
=فکر کردی با چند تا پلیس میتونی منو متوقف کنی؟
نفسم رو حبس کردم
=باید میفهمیدی وقتی یه پرونده رو رد میکنی، بعضی آدما فراموش نمیکنن
تماس قطع شد
چند ثانیه بعد صدای جین بلند شد
&جنا...
برگشتم سمتش
+چی شده؟
جین گوشی شرکت رو توی دستش گرفته بود
&نگهبانی گفته یه نفر چند دقیقه پیش وارد طبقه ما شده
+چی؟
&دوربینها رو هم از کار انداخته
نگاهم روی در اتاقم ثابت موند
برای اولین بار فهمیدم
مین فقط حرف نمیزد
داشت واقعاً جلو میاومد
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
- ۱.۲k
- ۱۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط