بالاخره یاد میگیری

بالاخره یاد میگیری
از یک دوستت دارمِ ساده
برای دلت یک خیالِ رنگارنگ نبافی...
که رابطه یعنی بازی
و اگر بازیگری نکنی میبازی....
که داستان های عاشقانه
از یک جایی به بعد
رنگ و بوی منطق به خود میگیرد...
که سرِ هر چهارراهِ تعهدی
یک هوس ِ شیرین چشمک میزند...
که آدم جماعت چه خواستن هایِ سیری ناپذیری دارد
و چه حیله ها برای به دست آوردن...
یاد میگیری خودت را دریغ کنی
تا همیشه عزیز بمانی...
که باید صورت مسئله پر ابهام باشی
نه یک جوابِ کوتاه و ساده...
که وقتی باد می آید باید کلاهت را سفت بچسبی نه بازوی بغل دستی ات را...
روزی می فهمی
در انتهای همه گپ زدن های دوستانه باز هم تنهایی...
و این لحظه ای ست که همه چیز را بی چون و چرا می پذیری
با رویی گشاده
و لبخندی که دیگر خودت هم معنی اش را نمی دانی...
#غمگین #دلنوشته #عاشقانه #
دیدگاه ها (۲۸)

حتـــما بخونیــــنامروز سـوار یه تاکسی شدمصد متر جلو تر یه خ...

حتما بخون️فرض کنید به شما این امکان را میدهند که از بین این ...

هزار بار گولش میزنیکارِ ساده ای ستآدمِ عاشق به هر سازی می رق...

ﺗﻨﻬﺎﻳﻰ ﺁﺩﻣـﻰ ﺭﺍ ﻋﻮﺽ ﻣﻴﮑﻨﺪﺍﺯ ﺗﻮ ﭼﻴـزﻯ ﻣﻴﺴﺎﺯﺩ ﮐﻪ ﻫﻴﭽـﻮﻗﺖ ﻧﺒﻮﺩﻯ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط