"می روم تا که تو این بار نباشی پیشم
"می روم تا که تو این بار نباشی پیشم
عصر طاعونی بیمار نباشی پیشم"
اشک می ریزم و با خون جگر می سازم
تا تو امشب،چون هر بار نباشی پیشم
من چه ها دیدم از آن چشم ریا کارت که
حاضرم دق بکنم،یار نباشی پیشم
در نبودت شده ام زار و پریشان اما
گفته ام تا تو دلازار نباشی پیشم
کاخ دل را به سرم کرد نبودت آوار
تا شداین کاخ چه آوار نباشی پیشم
مادرم گفته که لایق نیستی تا هرشب
می خورم من غم بسیار نباشی پیشم
سرگشته
عصر طاعونی بیمار نباشی پیشم"
اشک می ریزم و با خون جگر می سازم
تا تو امشب،چون هر بار نباشی پیشم
من چه ها دیدم از آن چشم ریا کارت که
حاضرم دق بکنم،یار نباشی پیشم
در نبودت شده ام زار و پریشان اما
گفته ام تا تو دلازار نباشی پیشم
کاخ دل را به سرم کرد نبودت آوار
تا شداین کاخ چه آوار نباشی پیشم
مادرم گفته که لایق نیستی تا هرشب
می خورم من غم بسیار نباشی پیشم
سرگشته
- ۱.۳k
- ۰۶ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط