بخواب آرام ای عشقم ،که من بیدار بیدارم

بخواب آرام ای عشقم ،که من بیدار بیدارم
فراقت تا سحر هر دم، کند بیمار بیمارم

بخواب آرامِ جانِ من ،کنارت بودم و هستم
بخواب آرام من امشب ،چو هر شب سخت هوشیارم

تمام هستی ام خوابی ، برایت شعر می گویم
بخواب آرام تا فردا، که من مشتاق دیدارم

میان سینه ام بغضی، دل من گریه می خواهد
ز ترس بودن بی تو ، ز فکرش نیز بیزارم

دلم تنگ است می دانی ،که بی تو هیچ و تنهایم
نگر بر تلخی ام بی تو، به این روز و شب تارم

چه میشد گر سحر میشد، دلم بی تاب روی تو
نوازش کن مرا هر دم، که من بی عشق بیمارم

به چشمانت قسم عشقم ،
که بی عشق تو میمیرم...
دیدگاه ها (۲)

گذاشتــم به دارم بکشد . . .➷بــی گنــاه بـــودم اما ،➷حوصلــ...

در دلم هستیدر خیالم تو هستی..!!شب تا به ســحر لعنتیمجنون تو ...

ﻏـــﯿـــﺮ تـوﺩﺭ ﺩل مـن ﻫﯿــﭻ کـســی ﺧــﺎﺹ ﻧــﺸــﺪﻫﯿﭻ کس چون ...

قصه گو ؛ قصه ی من خانه خرابست ننویس ... همه ش...

#شعر🍃ای یار ترین یار و نگارم ،  باز آ ..با گریه ی تلخ ، بی ق...

چند پارتی از جیمین : ویو نویسنده ات و چوی با هم یکم صحبت کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط