من نیز چو خورشید دلم زنده به عشق است

من نیز چو خورشید دلم زنده به عشق است
راه دل خود را نتوانم که نپویم
هر صبح در آیینه جادویی خورشید
چون می نگرم او همه من، من همه اویم
“فریدون مشیری”
دیدگاه ها (۱)

مثل یک زیپ خرابی که دگر وا نشودکاشکی غصه بخوابد شبی و پا نشو...

اصرار نکن، بغضِ دلم وا شدنی نیستگمگشته ی این شعر که پیـدا شد...

نگذار که من شبیه مردم بشومقربانی یک سوء تفاهم بشومکافیست که ...

ای کاش فقط تو قرص ماهم باشیدر قاب شکسته ی نگاهم باشیخوشحالم ...

بلدم ناز کشیدن، بلدی ناز کنی؟بلدی حال دلم را تو کمی ساز کنی؟...

🌹 شعر 🌹«گفته بودی که چرا محوِ تماشایِ منی»یا چرا در پیِ چشما...

🪩 #شعر_بخوانیم 🪩«گفته بودی که چرا محوِ تماشایِ منی»یا چرا در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط