‏‮‬‏‪یک شب دست میبرم

‏‮‬‏‪یک شب دست میبرم
ماه را از آسمان خدا می چینم
یک شب
شعرهایی که برای چشمهای تو سرودم را
می بوسم
اینبار نام تو را با خط درشت
وسط شعرم می نویسم
و آنقدر اشک میریزم و میریزم
که خدا بیاید و پا در میانی کند
مرا ،
چشم هایم را،
شعرهای بیکَس شده ام را
در آغوش بگیرد و آرام کند
می خواهم خدا
صدای قلبم را از وسط آغوشم بشنود
و دست های سخاوتمندانه اش را
روی سرم بکشد
و با هر هق هقم یک جانم بگوید
بجای جانم هایی که هیچ وقت
گوشهایم نشنید
یک شب
در آغوش خدا
نام تو را می آورم و صادقانه میگویم
تو را تا خدا دوست دارم
دیدگاه ها (۱)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش دوم_مکانی جدید می‌رویم که تا به حال ندیده ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟝چشمهایش قدرت خدا رابه رخ می‌کشند.𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃...

.✨🌙امشب خواسته هایت را به خدا بسپارخدایا... دعاهای پنهان قلب...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط