گل به گل سنگ به سنگ این دشت

گل به گل، سنگ به سنگ این دشت
یادگاران تو اند
رفته ای اینک و هر سبزه و سنگ
در تمام در و دشت
سوگواران تو اند
در دلم آرزوی آمدنت می میرد
رفته ای اینک ، اما آیا باز برمی گردی ؟
چه تمنای محالی دارم خنده ام می گیرد!

#حمید_مصدق
دیدگاه ها (۱)

اسب سفیدش بر آخور رؤیاهایی که نمی‌دیدم شیهه می‌کشید!پس آمده ...

درختی تابانپیکرم را در ریشه سیاهش بلعید!طوفانی سررسیدو جاپای...

من نیز باز خواهم گردید آن زمانسوی ترانه ها و غزل ها و بوسه ه...

دل مدام از خط و زلفِ یار می‌گوید سخنهر که سودایی شود بسیار م...

دلم که برایت تنگ می شود ...می گیرد ...فریاد می کشد ...می تپد...

همدیگر را سیر ببينيد که دیدار دوباره در این شهر یک تصادف است...

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت دومویو املیا ( نکته املیا اینجا ۱۹...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط