مرا از رنجهای عاشقی بیهوده ترساندی

مرا از رنجهـــای عاشقی بیهوده تـــرساندی..

فقط سربسته می گویم...

طبیب از خون نمی ترسد...!
دیدگاه ها (۲)

ڪاش به جبرانبـــے خوابی دیـــشـبـــاِمشَب واسہ هَمیشہ بخوابَ...

شباهتِ من و تو هرچه بودثابت کردکه فصلِ مشترکِ عشق و عقل تنه...

تو می روی و دل ز دست می رودمرو!که با تو هر چه هست می رود...

از خواب چو برخیزماول تو به یاد آیی..

ولی اینطوری می گویم بعد نگاه گوشی می کنیم و کتاب را باز نمی ...

زندگی تمامش خطای دید استمن تو را می بینم تو مرا نمی بینیتو م...

اگر مجنون نمی بودم چی می شد هیدل پر خون نمی بودمچی می شد هیز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط