عشق من

عشق من
p۳۲




ا.ت:لیا خنگ نشو کم چرت و پرت بگو آخه چه عاشق بودنی*عصبی
لیا:حالا چرا انقدر عصبی میشی یه سوال بود دیگه
ا.ت:سوالات خیلی چرتن
لیا:باشه بابا بیا یه چیزی سفارش بدیم بزنیم به بدن بعدش برین یکم بیرون بگردیم یکم هوا بخور آخه قیافه رو نگا
ا.ت:وا مگه من چمه
لیا:بگو چت نیس
غذا سفارش داد زنگ خونه زده شد رفت غذا رو گرفت
آمدیم سر میز پیتزا رو باز کرد
لیا:از همونی که دوست داری سفارش دادم عشقم
ا.ت:ممنونم
نشستیم اصلا اشتها نداشتم یکی دو لقمه اونم برا اینکه لیا سرم غر نزنه میخوردم یهو بوی پیتزا افتضاح آمد حالمو بد کرد به زور جلو خودمو گرفتم
لیا:خوبی چی شد
ا.ت:خ خوبم چیزی نیست
لیا:غذا بد بود خوشت نیومد
ا.ت:نن نه خیلیم خوب بود فقط من اشتها ندارم تو بخور نوش جون من برم آماده شم
لیا:اما تو که چیزی نخوردی دختر
ا.ت:چرا خوردم دیگه نمیتونم برم حاظرشم
بلند شدم برم اتاق لیا
سرم گیج رفت انگار دنیا دورم چرخید چشام سیاهی رفت زود از صندلی گرفتم نیوفتم سرمو با دستم گرفتم
لیا:چت شد ا.ت
ا.ت:هیچی مهم نیست فقط
لیا:کافیه چرا اصلا به خودت اهمیت نمیدی نگاه کن وضعتو
ا.ت:من خوبم فقط یکم سرم گیج رفت
لیا:به من ربطی نداره بدو سری آماده شو بریم دکتر
ا.ت:نیازی نیست
لیا:ا.ت لطفا من نمیخوام تو این حال ببینمت بدو آماده شو بریم پیش دکتر
باشه ای گفتم چون میدونستم نمیتونم باهاش سروکله بزنم
وقتی آماده شدیم رفتیم سمت ماشین لیا سوار شدیم راه افتادیم
ا.ت:لیا نیازی نیست بریم پیش دکتر این روزا چون چیزی نمی‌خورم استراحت ندارم برا همونه
لیا:خوبه خودت میدونی اینارو پس چرا نمیخوری ها من نمیدونم باید بریم
رفتیم مطب دکتر وقت گرفتیم بعد ۲۰مین
منشی:لی ا.ت بفرمایید
بلند شدیم رفتیم داخل بعد سلام نشستیم
دکتر:خوب خانم جوان چه مشکلی پیش آمده
لیا بد بهم نگاه کرد که یعنی بگم
ا.ت:راستش چند وقته حالت تهوع دارم سرم گیج میره چشام سیاهی
دکتر:باید چند تا آزمایش بگیرم تا مطمعا شم
دکتر:خوب به بو های خاصی واکنش نشون میدین
ا.ت:خخ خوب به بوی غذا یا هر بوی بد
دکتر:آخرین زمان پریودیتون
ا.ت:خ خوب دقیق بگم ماه پیش ۷ ام
دکتر:آهان یعنی حدود۱۲روز عقبی
دکتر:خوب عزیزم برو این آزمایش ها و انجام بده جوابو برام بیار
برگه تو دستشو گرفتم رفتیم سمت آزمایشگاه بعد انجام آزمایش یه ۱۰مین منتظر موندیم تا جوابو بهمون بدن بعد گرفتن جواب رفتیم پیش دکتر
دکتر:خوب عزیزم برگه رو گرفت و شروع کرد به خوندن
لیا:چیزی شده مشکلی هست
دکتر :خوب خانم لی راستش‌‌................

.......................
ببخشید این چند روز نبودم سرم به شدت شلوغ بود وقت نمیکردم بیان ویسگون چه برسه بنویسم 😞شرمندم اگه منتظر موندین 🫂🎀بابت نگران کردنتونم ببخشید قسط بدی نداشتم🥺
دیدگاه ها (۵۱)

عشق منp31رسیدم جلو در خونه لیا نیاز داشتم باهاش حرف بزنم یکم...

عشق من‌‌‌‌ ‌ p30 از اتاق زدم بیرون رفتم سمت اتاق مین هوا.ت:ا...

دو پارتی بنگ چان وقتی عاشقته و تو کنسرت غش میکنی و باید بهت تنفس دهان به دهان بدن

مافیای من part: 27 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط