دستشویی پارک بودم یکی در زد.

دستشویی پارک بودم یکی در زد.
گفت: سلام خوبی؟
من با خجالت گفتم: خوبم مرسی!

گفت: چیکا میکنی؟
گفتم: آدم اینجا چیکار میکنه؟
گفت: میتونم الان بیام اونجا؟
عصبی شدم گفتم: چه خوش اشتهاااااا!!. (╯︵╰,)
یهو گفت: عزیزم بعدا بهت زنگ می‌زنم الان یه خر تو دستشویی داره جواب منو میده!!

آفتابه که غش کرد
شلنگ آبم باز بود از دستم در رفت بندری میرقصید☺☺
دیدگاه ها (۵)

ﻭﺍﻗﻌﺎﻣﺘﺎﺳﻔﻢﺩﻳﮕﻪ ﻫﻴﭽﻰ ﻣﺜﻞ ﺳﺎﺑﻖ ﻧﻴﺴﺖ . . ...........ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﺍﺷﺘ...

رفیق ﺍﻭﻣــــــﺪﮮ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ!!ﺍﻯ ﺟﺎﻧـــﻢ چہ ﺧﻮﺵ تیپےﺗﻮ❤ﻧﻴﮕﺎ ﺩﺳﺘــ...

بمب، موشک، زلزله، روح، جن، شبح.داعش... ⊙︿⊙............هیچ کد...

جون من بنویسید خخخ دوست دارم بدونم.فالورام کامنت اجباری خخخ

ویو ۲ هفته بعدالان ۲ هفته میگذره و من هیچ حسی به جونگکوک ندا...

پارت اول رمان عشق یا نفرت

سناریو:بخاطر تو/پارت۳۴دستم رو از دور گردن کامیناری باز کردم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط