يه روز تو تاكسي نشسته بودم يه دختره هم كنارم نشسته بود از
يه روز تو تاكسي نشسته بودم يه دختره هم كنارم نشسته بود از يه خيابون رد ميشديم كه پمپ گاز داشت.
راننده تو آينه نيگا كرد و گفت خانوم، آقا ، اجازه ميدين خلوته يه گاًزبزنم.
من گفتم مشكلي ندارم و دوتايي به دختره نيگا كرديم جواب داد نه تورو خدا من نامزد دارم ردش ميمونه
من *__*
راننده o_O
مخزن خالی گاز :|
حمید معصومی نژاد، خبرنگار اعزامی، رم !!!
راننده تو آينه نيگا كرد و گفت خانوم، آقا ، اجازه ميدين خلوته يه گاًزبزنم.
من گفتم مشكلي ندارم و دوتايي به دختره نيگا كرديم جواب داد نه تورو خدا من نامزد دارم ردش ميمونه
من *__*
راننده o_O
مخزن خالی گاز :|
حمید معصومی نژاد، خبرنگار اعزامی، رم !!!
- ۱.۱k
- ۱۲ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط