دو ساعتی که به اندازه‌ی دو سال گذشت

دو ساعتی که به اندازه‌ی دو سال گذشت
تمام عمرِ من انگار در خیال گذشت

 -ببند پنجره‌ها را که کوچه ناامن است...
نسیم آمد و نشنید و بی‌خیال گذشت

درست روی همین صندلی تو را دیدم
نگاه خیره‌ی تو... لحظه‌ای که لال گذشت

- چه ساعتی‌ست ببخشید؟... ساده بود اما
چه‌ها که از دل تو با همین سؤال گذشت


...


گذشت و رفت و به تو فکر می‌کنم ـ تنها ـ

دو ساعتی که به اندازه‌ی دو سال گذشت
دیدگاه ها (۲)

هوا سرد است..... من از عشق لبریزمچنان گرمم ......چنان با یاد...

میخواهم و میخواستمت ، تا نفسم بودمی سوختم از حسرت و عشق تو ب...

عزیزم دوستت دارم، ولی با ترس و پنهانیکه پنهان کردن یک عشق، ی...

گیسوانت زیر باران، عطــر گندم‌زار… فکــرش را بکن!با تو آدم م...

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط