نکند یوسف عمرم رود از مصر خیالت*

نکند یوسف عمرم رود از مصر خیالت*
باز آواره ی تنهائی چاهم بکنی *
دیدگاه ها (۲)

ومن چون تک درخت زرد پائیزمکه هردم با نسیمی میشود برگی جدا از...

تکیه بردیوارکردم خاک برفرقم نشست * خاک برفرقش نشیند آنکه یار...

تقصیر برگها نیست...آدمها همینند، نفس که بدهی لهت میکنند*

روز عاشورای 1395

‌ ‌ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤഽباز امشبعبور از ڪوچه‌هاے بن‌بست خیالتدلتنڪَ‌ترم...

مانده‌ام گیج، همان عاشق مستی یا نه؟که به پای منِ آواره نشستی...

یوسف پیامبر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط