عصرها تنگ غروب...
عصرها تنگ غروب...
غرق در عمق خیال...
و نگاهی که به اندوه دلم دوخته ام...
لحظه ها ثانیه ها...عقربه ها...
گذر کند زمان...
وتماشای شب فاصله ها...
در نهانخانه ی تاریک سکوت...
ساز بی مهری تو...
راز صندوقچه ی گریه ی من ...
وشبی وهم انگیز...
وحشت باور ساعت هایی. ..
که مرا بی تو رها خواهد کرد...
شیشه ی نازک بغض کهنه...
با صدای تپش هجر تو ...خواهد لرزید...
عصرها تنگ غروب ...منتظر خواهم ماند
غرق در عمق خیال...
و نگاهی که به اندوه دلم دوخته ام...
لحظه ها ثانیه ها...عقربه ها...
گذر کند زمان...
وتماشای شب فاصله ها...
در نهانخانه ی تاریک سکوت...
ساز بی مهری تو...
راز صندوقچه ی گریه ی من ...
وشبی وهم انگیز...
وحشت باور ساعت هایی. ..
که مرا بی تو رها خواهد کرد...
شیشه ی نازک بغض کهنه...
با صدای تپش هجر تو ...خواهد لرزید...
عصرها تنگ غروب ...منتظر خواهم ماند
- ۱.۴k
- ۰۷ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط