همدم یار شدن دیده تر می خواهد

همدم یار شدن دیده تر می خواهد
پیر میخانه شدن اشک سحر می خواهد
عاشقی کار دل مصلحت اندیشان نیست
قدم اول این راه جگر می خواهد
بال و پرهای به دور و بر شمع ریخته گفت
بشنود هر که ز معشوق خبر می خواهد
هر که عاشق شده خاکستر او بر باد است
عاشق از خویش کجا رد و اثر می خواهد
هنر آن نیست نسوزی به میان آتش
پر زدن در وسط شعله هنر می خواهد
دیدگاه ها (۵)

خسته ام؛اما بخواهی تکیه گاهت میشوم بین تنهایی آدم ها پناهت م...

باران گرفته ، باز دلم گشته بیقراردردت اشاره کرده به چشمم « ک...

مست میخانه نبودم تو خرابم کردییار پیمانه نبودم تو شرابم کردی...

دیوانه ام ،از دست خودم سیر شدمبا هر کس همنام تو درگیر شدمای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط