یارو باکامیون اومده تو محوطه بیمارستان بوق میزنه، حراست ب

یارو باکامیون اومده تو محوطه بیمارستان بوق میزنه، حراست بابلندگو داد میزنه بوق نزن! یارو دوتا بوق دیگه میزنه یعنی باشه!!
بعد نیم ساعت برمیگرده میخواد بره بیرون دوتا بوق دیگه واسه حراست میزنه!!!
حراستیه بابلندگو میگه نوکرررتم......
همچین ادمایی هستیم ما.....
پیشاپیش عیدتونم مبارک....
دیدگاه ها (۲)

کااش میشد دوباره برگشت.....باهمه بازیامون....باهمه دلخوشی ها...

مدیونین اگه فک کنیم واسه حال بهم زنیه....

تو عروسی بودیم گفتم: اه اه اون دختره چقد بد میرقصه..... کوتا...

....

ساکورا: باشه ولی من از اون آدمایی نیستم که یه دعوا منطقی ببی...

نام رمان: قلب در تاریکی

پارت16 رمان🎀 عشق مدرسه ای🎀ات: شدم(شروع شد)ات: از همین الان د...

داستان خانواده گسکویین اشک هر مردی رو در میارهداستان کامل خا...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p24ا.ت: باشه من باهاش مش...

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۴۵نامجون : اینها عکس استایلای ا.ته زمان...

Part: 11 ادامه پارت قبل=موری: آکوتاگاوا کون تو تا چند روز...

فیک انتقام یا عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط