دلم برایِ دخترکِ درونم تنگ شده ...

دلم برایِ دخترکِ درونم تنگ شده ...
دخترکی که بایک لواشک و عروسک ، ذوق می کرد ...
یا دغدغه ی روزانه اش ، رنگِ لاکِ ناخون هایش بود ...
همان دخترکی که خنده هایش ؛ کودکانه و نگاهش ؛ دلنشین بود ...
دخترکی که معصومیتش را ، از راه رفتنش می شد تماشا کرد ...
گاهی دلم از قوی بودنم می گیرد ..
دلم میخواهد دوباره همان دخترک ظریفی باشم که با یک نگاه ، می شکست ... اما نه از درون !
صدای شکستنش را بغض می کرد ، و با اشک هایِ دانه دانه اش ، دل‌ِ دنیا را می لرزاند ...
قوی بودن ؛
همیشه هم خوب نیست !!!😔

دیدگاه ها (۲۱)

گستاخی خیالم را ببخشکه حتیلحظه اییادت را رها نمی کند .. !

این روزها بُرد با کسی ست که بی رحم باشداز دلتــــ که مایه بگ...

تو را"همه کس" نامیده اند ...تویی که قادریدر زندگی امجای همه...

اينجا همه خوابند ،فقط دل من بيدار است ،به وقت دلتنگی تو ....

و پاهایش روی سنگ‌های خیس سُر می‌خورد. جانگ، زن پیر، با دستان...

امشب چی میخواست بگه چی‌کار باید میکرد ؟.. دخترک نفسی کشید و ...

کدخدا غمگین به چهره جیهو زل زد مرد میان سال گره دست را روی ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط