مافیای من

مافیای من
پارت ۳۵

ویو یونگی
۳ هفته از اون روزی که جیمین بیهوش شد میگذره و جیمین میتونه به خوبی راه بره و مثل یه جوجه شده که تازه یاد گرفته راه بره اوخدااااا ولی بديش اینه که دکتر گفته تا ۲ ماه نباید رابطه جنسی داشته باشه و من بدبخت این وسط نمیتونم خودمو نگه دارم و فقط میتونم لب بگیرم ازش خداااااا نمیخواممممممم البته ....

جیمین: پیشییییییی

یونگی: جونممممممم

جیمین: بیا کیمچی بخور برات نمیمونه عاااا

یونگی : باشه اومدم جوجه

جیمین :بدوووووو

یونگی: اومدم اومدم عوههه جوجه خشگمو برم من

جیمین: بشین بوخور الان باید بریم پاساژ

یونگی: باشه

جیمین: راستی داشتی به چی فکر میکردی کلک

یونگی: به چی فکر کنم وقتی کسی که فکرم درگیرشه روبرومه

جیمین: هوممممم تمرینات خوب بوده ولی باید خوب تلفظ کنی

یونگی: اوفتادم تو بودی دیگه اوستاد لاس

جیمین: هه هه هه

یونگی: ایکاش میشد بخورمت هیف (تو ذهنش)

جیمین: کوک

کوک: هااا

جیمین : کیمچی کمی دیگه بده

کوک : شیرموز برام میخری ؟

جیمین: نه

کوک: پس نمیدم

جیمین: باشه میخرم بده تو

کوک:بیا نخری از هلقت میکشم

جیمین: باشه بده تو

ته: یونگی

یونگی : چطه

ته: باید بریم

یونگی : کجا ؟

ته : مهمونی دعوتیم

یونگی؛ نههههه نگوووو

ته: میگم

یونگی: وخیر نگی

ته: خونه نامیه ساعت ۴ و نیم پاشو آلان ۳ و ۴۰ دقیق‌تر

یونگی: توف بهت نامییییی

کوک: ماهم بیایم

جیمین: آره ماهم بریم

یونگی: جیمین از خدامه دوباره بخوری فقط یه ظرف کوچیک

جیمین: چشم قربان

یونگی و ته : بریم

........

چطور بود ؟
این فیک تا پارت ۴۰ هست🙂
بوس بوس شب بخیررر❤️❤️❤️🥺
دیدگاه ها (۹)

چرا انقدر حقه ؟😅🤣🤣🤣

چان اون وو ۳ ساعت رو هوا بود🤣🤣🤣🤣

بهترین دوستی ها پارت آخر (۸سال بعد) ویو کوک خوب از اون...

بهترین دوستی ها پارت ۹یونجون : هِررررررر چطونه اینجا ور گذاش...

در چنگ عشق

در چنگ عشق

دی چنگ عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط