چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)
پارت7

ات:دستاشونو رو باز کنین
بادیگاردا دستاشونو باز کردن و دنبالم اومدن
ات:بشینین
همشون رو صندلی ها نشستن
خدمتکارا غذاها رو جلوشون گذاشتن و اونا شروع کردن به خوردن
من هیچی نمی خوردم داشتم نگاشون میکردم
یکدفعه دیدم یکیشون بهم خیری شده
ات:چیه(نیشخند)
جونگکوک:هیچی تو چیزی نمی خوری
ات:من خون می خورم
با ترس نگام کردن
و ادامه غذا رو خوردن
که یکدفعه گوشیم زنگ خورد دستیارم بود
ات:آلو
دستیار:خانم ایم ی مشکلی داریم
ات:چیشده
دستیار:آقای یانگ بار مارو دزدیده
ات:گندش بزنن تو برو منم الان میام
تماسو قطع کردم
ات:شما بخورین من کار دارم میرم
رفتی تو گوش بادیگارد گفتی
ات:بعد اینکه غذاشون تموم شد ببرشون تو اون اتاق درش رو قفل کن
بادیگارد:چشم خانم

ویو اعضا

نامجون تا اون زنه رفت همه به هم نگاه کردیم
نامجون:بچه ها چیکار کنیم
جونگکوک:واقعا نمی دونم
......خمارییی
دیدگاه ها (۰)

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت8تهیونگ:ببخش...

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت6صدای تیر می...

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت5تهیونگ:اگه ...

عشق شکوفه شده....پارت⁷که ات اومد پیششونات: اینجا چه خبره ؟یو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط