Roya:

Roya:
آفرین بر تو که مستانه غزل می خوانی
به خدا خوب و صمیمانه غزل می خوانی

زلف تو دفتر شعر است خدا می داند
آفرین بر تو که با شانه غزل می خوانی

شهر در خواب قشنگیست تماشا دارد
بی هوا ناز و غریبانه غزل می خوانی

آشنا با نفست نغمه مستانه شهر
و تو مغروری و بیگانه غزل می خوانی

دل یک شهر از آن خال به هم می ریزد
دام افکنده و با دانه غزل می خوانی ...
دیدگاه ها (۱)

ای جانم

Roya:ﻣﻦ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﯽ ﻭﻓﺎﺋﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﯽﺟﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﻮﻥ ﭼﺮﺍﻏﯽ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط