پارت ۲۴

پارت ۲۴
#رضا
شام خوردیم رفتیم خونه پانیذ چون ۱ ماشین داشتیم فقط دیانا و مهدیس و عسل و ارسلان امدن رفتیم زنگ زدم ممد
مکالمه ممد و رضا .
ر. ممد برو دنبال نیکا پانیذ
م. بش الان میرم خدافظ
رسیدیم
محراب. خوش امدی
م. اینجا چند تا اتاق داره ؟
ا. ۵ تا
ع. چطوری بخوابیم؟
ر. وایسا ممد بیاد بگ
۲۰ میل بعد
ممد و پانیذ و نیکا امدن
ممد. خب ارسلان محراب تو اتاق ارسلان و دیانا و مهدیس و عسل توی اتاق محراب و منو رضا توی اتاق رضا و پانیذ نیکا توی اتاق من
همه. بش
محراب . بیاید جرعت و حقیقت
همه . بش
دیدگاه ها (۷)

پارت ۳۱ #عسلبچه ها نگه داشتن ماهم نگه داشتیم محراب. بریم غذ...

پارت ۳۳#دیانا انقدر خسته بودم سری خوابم برد #ارسلان دیانا خو...

توضیحات رمان بچه هایی ک داخل رمان هستند ارسلان دیانا محراب م...

پارت ۳۶#دیانا با ارسلان و عسل رفتیم سمت دریا خیلی ناراحت بود...

پارت ۴۵#عسلبا بچه ها داشتیم صبحونه می‌خوردیم ممد. بچه ها بر...

🧿💍

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط