تو يعنی خاطراتی گنگ از يك حس پنهانی
تو يعنی خاطراتی گنگ از يك حس پنهانی
و من يعنی نگاهی منتظر ، پيوسته بارانی
حقيقت قصه تلخی است آری باز حاشا كن
هنوز ای نازنينم، برخلاف رود می رانی
مسير زخم هايت بر تن اين روزها جاری است
تو يعنی دردهایی که ندارد هیچ درمانی
کسوف عشق یعنی ماه من گاهی شوی حایل
که تا هردم شوم همرنگ تاریکی ، پریشانی
تو يعنی بغض، يعنی گريه، يعنی هر نفس ماتم
كه تنها ياد اين عشقت شده داغی به پيشانی
و من اين واژه هايی كه هميشه خيس احساس اند
و من يعنی تو را خواندن و من يعنی غزل خوانی
بت ما را شكستی، بت شكن، در آتشت ديدم
كه اسماعيل شعرم شد به دستان تو قربانی
تماشا كن در اين مزرع تمام حسرتم اين است
كه عمری عشق پاشيدم ، درو كردم پشيماني
و من يعنی نگاهی منتظر ، پيوسته بارانی
حقيقت قصه تلخی است آری باز حاشا كن
هنوز ای نازنينم، برخلاف رود می رانی
مسير زخم هايت بر تن اين روزها جاری است
تو يعنی دردهایی که ندارد هیچ درمانی
کسوف عشق یعنی ماه من گاهی شوی حایل
که تا هردم شوم همرنگ تاریکی ، پریشانی
تو يعنی بغض، يعنی گريه، يعنی هر نفس ماتم
كه تنها ياد اين عشقت شده داغی به پيشانی
و من اين واژه هايی كه هميشه خيس احساس اند
و من يعنی تو را خواندن و من يعنی غزل خوانی
بت ما را شكستی، بت شكن، در آتشت ديدم
كه اسماعيل شعرم شد به دستان تو قربانی
تماشا كن در اين مزرع تمام حسرتم اين است
كه عمری عشق پاشيدم ، درو كردم پشيماني
- ۳۲۶
- ۲۲ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط