من در خود خواهم مُرد بدون تو،کمی بامن حرف بزن ازخودبگو،از

من در خود خواهم مُرد بدون تو،کمی بامن حرف بزن ازخودبگو،ازفرداهایمان بگو،میشود کمی ازخودم برای خودم بگویی،نمیدانی چقدر دلتنگ خودم هستم،ازدرونم آگاهی....
نمیدانم حس وحالی بین بودن ونبودن،ولی میدانم من تاپای جان عشقت رادردلم میپرورانم......‌
دیدگاه ها (۱)

خیال می بافمبلند ِ بلنداول هر رجهی دانه اضافه می کنم ؛دانه د...

گرچه باران می‌بارید ...و بعد من کاملاً تنها ماندم...گرچه درد...

‌باز در ...خلوت من...دست خیال...صورت شاد تو را نقش نمود...

میایید با یک دنیا عشققربان صدقه میرویداسیر میکنیدبعد دلتان ر...

اب گرم بدنم را نوازش می‌کرد ، دیگر جایی نمانده که او ندیده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط