با لب سرخت مرا یاد خدا انداختی.....

با لب سرخت مرا یاد خدا انداختی.....
روزگارت خوش که از میخانه مسجد ساختی.
#فاضل نظری
دیدگاه ها (۱)

صبحِ حسرت، ظهرِ دوری، شبِ بی‌حوصلگی.جمعه هـــم روز قشنگی ست ...

بگذار که مــن....................................... چون تو ...

مرغ آمین کِی می گذرد از این شهر ...؟ دلم از آرزوی تو لبریز ا...

کـارِ مـنِ دیـوانه شـُـده مصرعِ بعدی. صُبحم‌تو وظهرم‌تو وشب ...

#حس‌خوب❤️🍃📚روزگارت #خوش بادو #دلت سرخوش‌ترخانه‌ات مثل #هواپـ...

🌱🍒کلام تلخ ولی صادقانه را بپذیربهانه است؟ چه بهتر! بهانه را ...

........☆ یاد گرفتم آرام باشمآرام بخندمآرام فکر کنمآرام حرف ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط