.

.
سر رشتهٔ شادیست خیال خوش تو
سرمایهٔ گرمیست مها آتش تو

هرگاه که خوشدلی سر از ما بکشد
رامش کند آن زلف خوش سرکش تو

مولانا

#ستایش_قلب_سربی
دیدگاه ها (۰)

هـر شـب فـانوسے از غـم غـربت بہ ســاحل میبرم... شـاید گمشده ...

من از پنجره‌ام جشن غروب را دیده‌ام سرِ تپه‌های دورگاه مثل یک...

طولش نمی‌دهم چرا که عشقروشن و مختصر استمن هلاک کسی چون توأم ...

هیچ جای جهانبه اندازه‌ی بودنِ در آغوش «تـــو» برایممزه ندارد...

پارت ۱۷سوناده حدود سیصد تا از ان کوتوله ها را شوت کرد توی عم...

پارت ۱۶دانزو میخواست ایتاچی را ببرد داخل اتاق خودش، جایی که ...

پارت ۲۰ایندرا پوزخند زد وقتی کاگویا را دید. مادربزرگش، که ال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط