رمان "برای آخرین بار "

رمان "برای آخرین بار "
"مشخصات لوید "
تابستان بود یه روز آفتابی ، گرم و دوست داشتنی.... و خانواده فورجر تصمیم گرفته بودن که به مسافرت برن ، به اسرار آنیا که دریا  رو خیلی دوست داره به یه شهر دریایی رفتن و کلی خوش گذروندن ، لوید با آنیا و یور سوار قایق موتوری شد ، تو دریا شنا کردن ، صدف جمع کردن ، و به یه رستوران خیلی شیک و مجلسی رفتن (الان مطمعنم هممون دلمون میخواد بریم تو داستان باهاشون وقت بگذرونیم 🤝🗿😂) آنیا ذوق کرده بود و با کلی اشتها غذا میخورد و وقتیم دهنش پر بود گفت : بابایی ... این غذا ها خیلی خوش مزه ان.... ولی به پای غذا های تو نمیرسه 😎
لوید و یور با هم خندیدن 🐣😂
لوید : آروم تر آنیا
یور: اشکال نداره لوید، بخور آنیا جان نوش جونت😁💞
همگی غذا شون رو خوردن ، لوید غذا ها رو حساب می کرد که............
(ادامه در رمان )





خب بریم سراغ مشخصات لوید



"علایق و تنفرات"





علایق : جاسوسی ، استلا گرفتن آنیا، بهتر شدن رابطه آنیا با دامیان ، به پایان رسوندن ماموریت استریکس، خوشحال بودن تک تک بچه های دنیا (اوخی 🐣🎀) ، لوید دوست داره پدر خوبی برای آنیا باشه ، آنیا ، یور ، صلح بین اوستانیا و وستالیس ، بهتر شدن نقشهBو C (رابطه آنیا با دامیان ، رابطه یور با میلیندا ) ، دوست داره آنیا همیشه نمرات خوبی بگیره ( توقعات پدرم از من به روایت متن)، باند، آموزش دادن باند ، پختن غذا یا همون تبخ غذا 😂😎 ، اینکه بتونه مرخصی باند مدت از بانوی آهنین بگیره .






دیگه هیچی به ذهنم نمیرسه😂😂😂🎀







تنفرات : از هر کسی که باعث شه صلح بین اوستانیا و وستالیس تو خطر بیفته متنفره ، بعضی از مسئولان مدرسه ایدن(خودت میدونی کیو میگم ) ، مامور های اطلاعاتی، از کل مردم(دلیل تو رمان ) ، (ژژژوووووننننن😂🎀) ، لوید به خاطر جاسوس بودنش فکر میکنه نمیتونه یه خانواده واقعی داشته باشه و از این طرز فکرش متنفره ، از مسئولان بالا مقام متنفره ، از این که کد ماموریت رو با استفاده از سس روی غذاش بریزن متتفره و اشتهاش کور میشه






مغزم هنگ کرد نمیدونم خودتون میدونید که لوید چطوریه






بای بای تا مشخصات بعدی
دیدگاه ها (۲)

"رمان برای آخرین بار " "مشخصات یور"جنگ سرد بین اوستانیا و وس...

بالاخره پیدات کردم دازای 😂🗿🚬

اسم رمان : برای آخرین بار "مشخصات آنیا "آنیا یه دختر بچه ۳ س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط