ازدواجاجباری
#ازدواج_اجباری
Part:12
رسیدن به خونه ی لونا...
بعد از زنگ زدن به پدر لونا
مکالمه **
ب.ا : الو؟.....سلام
لینو: سلام.....ما رسیدیم در رو باز کنید تا بیایم ماشین هارو بزاریم داخل حیاط
ب.ا : اا...اها الان در رو باز میکنم
پایان مکالمه **
ب.ا : جنی برو ببین آماده شده اگه آماده شده بود بفرستش پایین با وسایل هاش
جنی : اوکی الان میرم
جنی سریع رفت طبقه ی بالا و لونا رو صدا کرد تا بیاد پایین تا جنی بره و لونا رو صدا کنه
پدرش در حیاط بزرگ رو باز کرد و ماشین ها وارد شدن
ی ون مشکی ، دو تا ماشین مدرنِ مشکی که یکیش برا لینو بود و اون یکی برای خدمتکار های شخصي
لونا با وسایل هاشو اومد پایین و لینو و اون دوتا خدمتکار خصوصی و دوتا بادیگارد وارد خونه شدن و لونا هم روبروش روبه روشون بود و سرش پایین بود توی اون زمان نگاه لینو کلا روی لونا بود
لینو بعد چند ثانیه شروع به صحبت کردن کرد در حالی که دستاش داخل جیب شلوارش بود :
لینو : خب چرا وایستادین ؟!.....آقای پارک لطفا پول رو به آقای کیم بده و شما دوتا (به بادیگارد ها نگاه کرد ) منتظر چی هستین وسایل هارو ازش بگیرین و ببرین بزارین داخل ون
آقای پارک رفت جلو و پول رو به بابای لونا داد یا همون آقای کیم
&: بفرمایین این هم پول ها.........به مدت 5 دقیقه زمان میدیم تا باهاتون خدافظی کنن
بادیگارد ها وسایل های لونا رو گرفتن و از خونه ی بزرگ خارج شدن و اون وسایل هارو داخل ون گذاشتن
ب.ا : مرسی آقای پارک......بله میتونین برین داخل ماشین ها تا ما هم لونا رو میفرستیم پیشتون
&:اوکی ولی این خانم چون خدمتکار خصوصیه خانم لونا هستن باید پیششون باشن
ب،ا : اوکی مرسی
همشون رفتن و لونا از مادرش و جنی خدافظی کرد اما با پدرش حرفی نزد تا اینکه جنی از خانم چوی یعنی همون خدمتکار خصوصیه لونا پرسید
جنی : ببخشید خانم؟.....ما میتونیم کی لونا رو ببینیم
(علامت خانوم چوی $)
$: عامممم باید با آقای لی مینهو یا ارباب لی صحبت کنم اگه جواب داد لطفا شمارتون رو بدین تا هر وقت جواب رو فهمیدم بهتون بگم
جنی : اها مرسی خانم
Part:12
رسیدن به خونه ی لونا...
بعد از زنگ زدن به پدر لونا
مکالمه **
ب.ا : الو؟.....سلام
لینو: سلام.....ما رسیدیم در رو باز کنید تا بیایم ماشین هارو بزاریم داخل حیاط
ب.ا : اا...اها الان در رو باز میکنم
پایان مکالمه **
ب.ا : جنی برو ببین آماده شده اگه آماده شده بود بفرستش پایین با وسایل هاش
جنی : اوکی الان میرم
جنی سریع رفت طبقه ی بالا و لونا رو صدا کرد تا بیاد پایین تا جنی بره و لونا رو صدا کنه
پدرش در حیاط بزرگ رو باز کرد و ماشین ها وارد شدن
ی ون مشکی ، دو تا ماشین مدرنِ مشکی که یکیش برا لینو بود و اون یکی برای خدمتکار های شخصي
لونا با وسایل هاشو اومد پایین و لینو و اون دوتا خدمتکار خصوصی و دوتا بادیگارد وارد خونه شدن و لونا هم روبروش روبه روشون بود و سرش پایین بود توی اون زمان نگاه لینو کلا روی لونا بود
لینو بعد چند ثانیه شروع به صحبت کردن کرد در حالی که دستاش داخل جیب شلوارش بود :
لینو : خب چرا وایستادین ؟!.....آقای پارک لطفا پول رو به آقای کیم بده و شما دوتا (به بادیگارد ها نگاه کرد ) منتظر چی هستین وسایل هارو ازش بگیرین و ببرین بزارین داخل ون
آقای پارک رفت جلو و پول رو به بابای لونا داد یا همون آقای کیم
&: بفرمایین این هم پول ها.........به مدت 5 دقیقه زمان میدیم تا باهاتون خدافظی کنن
بادیگارد ها وسایل های لونا رو گرفتن و از خونه ی بزرگ خارج شدن و اون وسایل هارو داخل ون گذاشتن
ب.ا : مرسی آقای پارک......بله میتونین برین داخل ماشین ها تا ما هم لونا رو میفرستیم پیشتون
&:اوکی ولی این خانم چون خدمتکار خصوصیه خانم لونا هستن باید پیششون باشن
ب،ا : اوکی مرسی
همشون رفتن و لونا از مادرش و جنی خدافظی کرد اما با پدرش حرفی نزد تا اینکه جنی از خانم چوی یعنی همون خدمتکار خصوصیه لونا پرسید
جنی : ببخشید خانم؟.....ما میتونیم کی لونا رو ببینیم
(علامت خانوم چوی $)
$: عامممم باید با آقای لی مینهو یا ارباب لی صحبت کنم اگه جواب داد لطفا شمارتون رو بدین تا هر وقت جواب رو فهمیدم بهتون بگم
جنی : اها مرسی خانم
- ۵۸۲
- ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط