کوتاه مینویسند

کوتاه می‌نویسند
پایان قصه مرا
نه کسی دوستش داشت
نه دوست داشت کسی را
تمام


#امیرعلی_قربانی
#یهویی


پ.ن
صدتا سلفی از خودم گرفتم الان نگاه کردم میبینم همشون در یه حالتن😕
اینکه من حال ندارم یه تکونی بخورم تقصیر جمعه است
دیدگاه ها (۱۵۴)

فراسوی تکرار هاپنجره ای استکه من در انجا با تو قدم می زنمچای...

همه ی نیاز مندر این دنیایک پنجره استکه در ان...به تماشا نشست...

این نیز میگذردو من نیز این را می‌دانماما ایا !!!؟در توان هر ...

دوست داشتن اوبازی گل و پوچ بوددست طرف او گل وسهم من از دستان...

part۱عشق چه واژه آشنایی، تو اکثر قصه ها از عشق به عنوان یه م...

از خاکستر تا اشرار

روانی دست نیافتنی🍷PT:2تاساعت پنج خیلی وقت بود ساعت گذاشتم وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط