ترجمه لایو
ترجمه لایو
ترجمه :
🐰سلام به همتون!
من جونگکوک هستم و امروز تولدم
🐰 : من خیلي وقته پیرسینگ جدید زدم، درست یادم نمیاد تو لایو قبلي گفتم بهتون یا نه.
🐰:خیلی خب قبل از هرچیزی از پدر و مادرم ممنونم که منو به دنیا اووردن من زندگی سالمی دارم و این رو در اینده هم ادامه میدم .
ولی خب چیزی برای تولدم آماده نکردم؛گویا باید کیک میخریدم…
اینکه اومدم لایو کافیه دیگه؟
🐰: به نظر شما من لاغر نشدم؟ من هنوز دارم وزن کم میکنم!
🐰: من موقع غذا خوردن اشتباهی پرسینگمو گاز گرفتم و دندون پایینم ترک برداشت
🐰:باید لبهامو با بالملب نرمکننده چرب کنم؟
💜: امروز میخوای برامون آهنگ بخونی؟
🐰: قصد داشتم...
ولی خیلی تمرین کردم، دیگه انرژی ندارم
💜 : دوست داری ۲۸ سالگیت چطور بگذره؟
🐰 : تا سپتامبر سال بعد یه سال پر از تلاش هدف منه.
میخوام سخت کار کنم و این حرفمو به واقعیت برسونم
🐰 : شاید امروز مثل من تولد بعضی از آرمی ها هم باشه، اینطور نیست؟
پس به همه ی کسایی که امروز تولدشونه تبریك میگم.
🐰:از نظر سن جهانی ۲۸ سالمه، هنوز تو دهه بیستسالگیام.
💜:بین اعضا تو تنها کسی هستی که هنوز توی بیستسالگیه
🐰:همینطور.
🐰:راستی اخبار رو دیدم.
گفته بودن کسی سعی کرده وارد خونهام بشه.
لطفاً نیاین خونه ام، فقط نیاین.
اگه از در رد بشین و وارد پارکینگ بشید، براتون دردسر میشه چون در ها قفل میشن و قطعا نگهبان و پلیس رو خبر میکنم.
🐰:من دوربینهارو نگاه کردم، به پلیس زنگ زدم. صدای قدمهای سریعشو شنیدم. وقتی بیرون اومدم، پلیس هم رسیده بود.
و اون شخص گفت ما دوستیم ؛ خب درسته ارمی ما دوستیم …
ولی یهسری چیز ها یعنی از حد اون دوستی گذشتن؛
گوش بدید:
تجاوز به حریم خصوصی، عشق به هنرمند نیست. این نقض قانونه.
🐰 : با اینکه ممکنه بخاطر کارهای روزانه ام خسته باشم ،
ولی وقتی میام کنار شما زمان خیلی قشنگ میگذره؛ انگار دیگه هیچ خستگی ای ندارم …
طوری که میخوام تموم عمرمو کنار شما بگذرونم.
🐰: همه مبلها رو تو زیرزمین جابهجا کردم و مبلی اینجا نیست این صندلی ها رو هم از بالا اوردم .
🐰: من امروز ننوشیدم. اگه صورتم قرمز نشون داده میشه احتمالاً بهخاطر نور گوشیه.
* آرمی بهش گفت زود بخواب
🐰: من میدونم کی باید بخوابم. به هر حال خودم درستش میکنم. اما ممنون که مراقب من هستید.
🐰:نمیدونم اعضا کجا ان، احتمالاً خوابیدن.
🐰: بیایید یه جو تاریک ایجاد کنیم. خیلی تاریکه؟ کمی روشنترش کنیم؟ مثلا با نور بنفش.
آرمی: دوستت دارم.
🐰: منم عاشق شمام، خیلی بیشتر از چیزی که فکرشو بکنید.
🐰 خیلی گشنهامه ؛ برای همین دیگه جون خوندن ندارم، بخاطر تمرینم هم خیلی خسته ام
🐰وای، Golden رفته ترند اول! چه آهنگی براتون بخونم؟آخ نه، نمیتونم Golden رو بخونم!تازه لیریکشم بلد نیستم.خب چی بخونم؟ Seven؟شاید بهتر باشه آهنگای خودمو بخونم، بالاخره تولدمه دیگه.وای چرا همهجا شده «Seven»!وای، چقد وقته این آهنگو نخوندم؟؟؟ دو سال شده؟فکر کنم حدود یه سال و ۸ ماه باشه؟ برای کسی که داره اولین بار (تو کارائوکه) میخونه.
🐰آااخ، شکمم داره ضعف میره، حس میکنم دارم بیحال میشم چون گشنمه.الان دیگه همینجا کل انرژیم تموم میشه!
🐰اگه از آسانسور استفاده کنم، اینترنت قطع میشه، پس از پله میرم پایین.همهی مبلهای زیرزمین رو جمع کردم، دیگه اینجا مبل نیست، همشو برداشتم.پس اینجا فقط میمونه…همهی صندلیا رو از طبقه بالا آوردم اینجا.
🐰آخ، هر وقت دلم بخواد میخوابم.فکر کنم باید دیگه خمیازه نکشم.مرسی (که نگرانین).با اینکه خوابآلودم، اینجام چون میخوام اینجا باشم، پس…چون همین که توی سکوت اینجام، حالم خوبه.حسش مثل اینه که انگار با همیم، و این خیلی حس خوبیه، نه؟
🐰:الان تقریبا یک ساعتو ده دقیقهست لاویم.
🐰دیگه هیچی… واقعاً هیچی.همهتون تلاش کردین.امروز هم تموم شد.خب، امروز تولدمه و حتماً خوب میگذره.بهتره صورتمو خوب نشون بدم چون دیگه تموم شد، پس نورو روشنتر میکنم.
مرسی!
خداحافظ
ترجمه :
🐰سلام به همتون!
من جونگکوک هستم و امروز تولدم
🐰 : من خیلي وقته پیرسینگ جدید زدم، درست یادم نمیاد تو لایو قبلي گفتم بهتون یا نه.
🐰:خیلی خب قبل از هرچیزی از پدر و مادرم ممنونم که منو به دنیا اووردن من زندگی سالمی دارم و این رو در اینده هم ادامه میدم .
ولی خب چیزی برای تولدم آماده نکردم؛گویا باید کیک میخریدم…
اینکه اومدم لایو کافیه دیگه؟
🐰: به نظر شما من لاغر نشدم؟ من هنوز دارم وزن کم میکنم!
🐰: من موقع غذا خوردن اشتباهی پرسینگمو گاز گرفتم و دندون پایینم ترک برداشت
🐰:باید لبهامو با بالملب نرمکننده چرب کنم؟
💜: امروز میخوای برامون آهنگ بخونی؟
🐰: قصد داشتم...
ولی خیلی تمرین کردم، دیگه انرژی ندارم
💜 : دوست داری ۲۸ سالگیت چطور بگذره؟
🐰 : تا سپتامبر سال بعد یه سال پر از تلاش هدف منه.
میخوام سخت کار کنم و این حرفمو به واقعیت برسونم
🐰 : شاید امروز مثل من تولد بعضی از آرمی ها هم باشه، اینطور نیست؟
پس به همه ی کسایی که امروز تولدشونه تبریك میگم.
🐰:از نظر سن جهانی ۲۸ سالمه، هنوز تو دهه بیستسالگیام.
💜:بین اعضا تو تنها کسی هستی که هنوز توی بیستسالگیه
🐰:همینطور.
🐰:راستی اخبار رو دیدم.
گفته بودن کسی سعی کرده وارد خونهام بشه.
لطفاً نیاین خونه ام، فقط نیاین.
اگه از در رد بشین و وارد پارکینگ بشید، براتون دردسر میشه چون در ها قفل میشن و قطعا نگهبان و پلیس رو خبر میکنم.
🐰:من دوربینهارو نگاه کردم، به پلیس زنگ زدم. صدای قدمهای سریعشو شنیدم. وقتی بیرون اومدم، پلیس هم رسیده بود.
و اون شخص گفت ما دوستیم ؛ خب درسته ارمی ما دوستیم …
ولی یهسری چیز ها یعنی از حد اون دوستی گذشتن؛
گوش بدید:
تجاوز به حریم خصوصی، عشق به هنرمند نیست. این نقض قانونه.
🐰 : با اینکه ممکنه بخاطر کارهای روزانه ام خسته باشم ،
ولی وقتی میام کنار شما زمان خیلی قشنگ میگذره؛ انگار دیگه هیچ خستگی ای ندارم …
طوری که میخوام تموم عمرمو کنار شما بگذرونم.
🐰: همه مبلها رو تو زیرزمین جابهجا کردم و مبلی اینجا نیست این صندلی ها رو هم از بالا اوردم .
🐰: من امروز ننوشیدم. اگه صورتم قرمز نشون داده میشه احتمالاً بهخاطر نور گوشیه.
* آرمی بهش گفت زود بخواب
🐰: من میدونم کی باید بخوابم. به هر حال خودم درستش میکنم. اما ممنون که مراقب من هستید.
🐰:نمیدونم اعضا کجا ان، احتمالاً خوابیدن.
🐰: بیایید یه جو تاریک ایجاد کنیم. خیلی تاریکه؟ کمی روشنترش کنیم؟ مثلا با نور بنفش.
آرمی: دوستت دارم.
🐰: منم عاشق شمام، خیلی بیشتر از چیزی که فکرشو بکنید.
🐰 خیلی گشنهامه ؛ برای همین دیگه جون خوندن ندارم، بخاطر تمرینم هم خیلی خسته ام
🐰وای، Golden رفته ترند اول! چه آهنگی براتون بخونم؟آخ نه، نمیتونم Golden رو بخونم!تازه لیریکشم بلد نیستم.خب چی بخونم؟ Seven؟شاید بهتر باشه آهنگای خودمو بخونم، بالاخره تولدمه دیگه.وای چرا همهجا شده «Seven»!وای، چقد وقته این آهنگو نخوندم؟؟؟ دو سال شده؟فکر کنم حدود یه سال و ۸ ماه باشه؟ برای کسی که داره اولین بار (تو کارائوکه) میخونه.
🐰آااخ، شکمم داره ضعف میره، حس میکنم دارم بیحال میشم چون گشنمه.الان دیگه همینجا کل انرژیم تموم میشه!
🐰اگه از آسانسور استفاده کنم، اینترنت قطع میشه، پس از پله میرم پایین.همهی مبلهای زیرزمین رو جمع کردم، دیگه اینجا مبل نیست، همشو برداشتم.پس اینجا فقط میمونه…همهی صندلیا رو از طبقه بالا آوردم اینجا.
🐰آخ، هر وقت دلم بخواد میخوابم.فکر کنم باید دیگه خمیازه نکشم.مرسی (که نگرانین).با اینکه خوابآلودم، اینجام چون میخوام اینجا باشم، پس…چون همین که توی سکوت اینجام، حالم خوبه.حسش مثل اینه که انگار با همیم، و این خیلی حس خوبیه، نه؟
🐰:الان تقریبا یک ساعتو ده دقیقهست لاویم.
🐰دیگه هیچی… واقعاً هیچی.همهتون تلاش کردین.امروز هم تموم شد.خب، امروز تولدمه و حتماً خوب میگذره.بهتره صورتمو خوب نشون بدم چون دیگه تموم شد، پس نورو روشنتر میکنم.
مرسی!
خداحافظ
- ۲.۶k
- ۰۹ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط