برنامه Fairy Tabel با حضور تهیونگ به مناسبت آلبوم آریرانگ
برنامه Fairy Tabel با حضور تهیونگ به مناسبت آلبوم آریرانگ🌱
🗣️ در طول تمرینها، کی سختگیرترینه؟ چقدر سختگیره؟
🐻 هوبی هیونگ! اون واقعاً سختگیره، هوبی هیونگ میگه که سطح مصرف انرژی افراد تو ۲۰ و ۳۰ سالگی هنگام دنس متفاوته. همه میافتن و غیره، اما هوبی هیونگ احتمالاً خسته میشه، اما بلند میشه و فوراً حال و هوا رو تنظیم میکنه و میگه بیایید این کارو انجام بدیم
🐻: وقتی روی صحنههای زیادی به صورت لایو اجرا میکنیم، اگر ناگهان اشتباهی رخ بده، سریع به هوبی هیونگ نگاه میکنیم
🐻 وقتی مادربزرگم گفت که نمیتونه منو اوایل دبیو ببینه، من میخواستم زمان بیشتری تو تلویزیون داشته باشم. فکر کردم واقعاً باید مطمئن بشم که تو تلویزیون ظاهر میشم. بنابراین، وقتی دوربین روشن میشد، سعی میکردم هر چه بیشتر اونجا بمونم
🗣️: تهیونگ، اولین بار کی به سرت زد که «میخوام خواننده بشم»؟
🐻: وقتی دبستان بودم ازمون پرسیدن میخواین تو آینده چیکاره بشین. من تنها کسی بودم که گفتم میخوام خواننده بشم. ولی وقتی به مادربزرگم گفتم، گفت: «خواننده شدن کار آدمای خاصه» مخصوصاً چون ما اهل یه شهر کوچیک بودیم
خانوادهم هم زیاد راضی نبودن که برم سمت موسیقی.
🗣️: نه واقعاً، ولی تهیونگ، قیافت اونقدری خوبه که همینجوری هم بری روی صحنه جواب بده!
🐻: ولی وقتی کوچیکتر بودم مردم هی میگفتن: «واقعاً میخوای خواننده شی؟» حرفای مادربزرگم هم تو ذهنم بود، با خودم میگفتم: «آخه آدم چطوری مشهور میشه؟» برای همین فکر میکردم: «خب… این کار خیلی سخته» و یه جورایی بیخیالش شدم.
🗣️: برای یه بچهٔ شهر کوچیک، واقعاً رؤیای بزرگی بوده.
🐻: پدر و مادرم کوچجه بودن، ولی من پیش پدربزرگ و مادربزرگم تو کوچان بزرگ شدم. اصلِ اهل تهگو هستم، ولی چون نقلمکان کردیم، دبستان و راهنمایی رو کوچان بودم و بعدش برای دبیرستان رفتم سئول.
🗣️: اون موقعها هیچکس حتی تصورشم نمیکرد تو یه روزی اینقدر معروف بشی… واقعاً یه ستارهٔ جهانی.
🐻: وای نه نه…
🗣️: چرا واقعاً! الان دیگه ستاره جهانیای. فکر کنم اولین نفر از شهرمون هستی که مدال گرفته، درسته؟ یه جایزه رسمی هم گرفتی؟
🐻: آره، واقعاً باعث افتخارمه و خیلی خوشحالم.
🗣️: راستش رو بخوای، وقتی تو کوچان بنرهایی رو میبینم که عکس تو روشه، با خودم میگم بچههایی که اونجا بزرگ میشن تو رو میبینن… اینکه بشی الهامبخشِ رؤیای یکی، واقعاً چیز قشنگیه.
🐻: آره… راستش رو بخوای، با اینکه یه مدت از این رؤیا دست کشیدم، ولی هنوز موسیقی رو دوست داشتم و همیشه دلم میخواست روی صحنه اجرا کنم.
فایل کامل + زیرنویس:
https://www.aparat.com/v/laen951
🗣️ در طول تمرینها، کی سختگیرترینه؟ چقدر سختگیره؟
🐻 هوبی هیونگ! اون واقعاً سختگیره، هوبی هیونگ میگه که سطح مصرف انرژی افراد تو ۲۰ و ۳۰ سالگی هنگام دنس متفاوته. همه میافتن و غیره، اما هوبی هیونگ احتمالاً خسته میشه، اما بلند میشه و فوراً حال و هوا رو تنظیم میکنه و میگه بیایید این کارو انجام بدیم
🐻: وقتی روی صحنههای زیادی به صورت لایو اجرا میکنیم، اگر ناگهان اشتباهی رخ بده، سریع به هوبی هیونگ نگاه میکنیم
🐻 وقتی مادربزرگم گفت که نمیتونه منو اوایل دبیو ببینه، من میخواستم زمان بیشتری تو تلویزیون داشته باشم. فکر کردم واقعاً باید مطمئن بشم که تو تلویزیون ظاهر میشم. بنابراین، وقتی دوربین روشن میشد، سعی میکردم هر چه بیشتر اونجا بمونم
🗣️: تهیونگ، اولین بار کی به سرت زد که «میخوام خواننده بشم»؟
🐻: وقتی دبستان بودم ازمون پرسیدن میخواین تو آینده چیکاره بشین. من تنها کسی بودم که گفتم میخوام خواننده بشم. ولی وقتی به مادربزرگم گفتم، گفت: «خواننده شدن کار آدمای خاصه» مخصوصاً چون ما اهل یه شهر کوچیک بودیم
خانوادهم هم زیاد راضی نبودن که برم سمت موسیقی.
🗣️: نه واقعاً، ولی تهیونگ، قیافت اونقدری خوبه که همینجوری هم بری روی صحنه جواب بده!
🐻: ولی وقتی کوچیکتر بودم مردم هی میگفتن: «واقعاً میخوای خواننده شی؟» حرفای مادربزرگم هم تو ذهنم بود، با خودم میگفتم: «آخه آدم چطوری مشهور میشه؟» برای همین فکر میکردم: «خب… این کار خیلی سخته» و یه جورایی بیخیالش شدم.
🗣️: برای یه بچهٔ شهر کوچیک، واقعاً رؤیای بزرگی بوده.
🐻: پدر و مادرم کوچجه بودن، ولی من پیش پدربزرگ و مادربزرگم تو کوچان بزرگ شدم. اصلِ اهل تهگو هستم، ولی چون نقلمکان کردیم، دبستان و راهنمایی رو کوچان بودم و بعدش برای دبیرستان رفتم سئول.
🗣️: اون موقعها هیچکس حتی تصورشم نمیکرد تو یه روزی اینقدر معروف بشی… واقعاً یه ستارهٔ جهانی.
🐻: وای نه نه…
🗣️: چرا واقعاً! الان دیگه ستاره جهانیای. فکر کنم اولین نفر از شهرمون هستی که مدال گرفته، درسته؟ یه جایزه رسمی هم گرفتی؟
🐻: آره، واقعاً باعث افتخارمه و خیلی خوشحالم.
🗣️: راستش رو بخوای، وقتی تو کوچان بنرهایی رو میبینم که عکس تو روشه، با خودم میگم بچههایی که اونجا بزرگ میشن تو رو میبینن… اینکه بشی الهامبخشِ رؤیای یکی، واقعاً چیز قشنگیه.
🐻: آره… راستش رو بخوای، با اینکه یه مدت از این رؤیا دست کشیدم، ولی هنوز موسیقی رو دوست داشتم و همیشه دلم میخواست روی صحنه اجرا کنم.
فایل کامل + زیرنویس:
https://www.aparat.com/v/laen951
- ۱.۱k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط