هیچوقت نتوانستم حال و فکر آدم هایی را که یک بارِ پا به زن

هیچوقت نتوانستم حال و فکر آدم هایی را که یک بارِ پا به زندگی ات می گذارند را درک کنم ،
همان هایی که یک حال خوب با خود دارند
توجه میکنند ، مهربانند ،
به تو انرژی میدهند.
میتوانند تو را بفهمند،
حالت را درک کنند ،
به حرف هایت گوش کنند و آرامت کنند.
تا می آیی عادت کنی به بودنشان
تا دل میدهی به ماندنشان ،
میروند.
بدون هیچ اتفاق خاصی میروند به همین سادگی...
حال آنکه هیچ یادشان نمی آید در آن روزها و شب ها چه ها گفتند ،
میروند و پشت سرشان را هم نگاه نمیکنند ،
هیچوقت حال و فکر این آدم ها را درک نکردم...
بنا به ماندن اگر دارید بمانید ،
اگر نه که نیایید ، حرفی نزنید ،
شاید
هنوز نمی دانید که آدم برای
" دل کندن " گاهی
جان میکَند...
#مردترک(وصی پور)
دیدگاه ها (۱)

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

دوستتـ دارمـ، مثل درختی که باران را. بی‌نیاز از دلیل، بی‌انت...

پارت دوم._*بیگناهان*_

پروانه جان

صدای ناله هایی از گوشه کناره های متروکه شنیده می‌شد. ( غلط ک...

007-پنهان در مه - پارت ۸۴

هیچوقت نتوانستم حال و فکر آدم هایی را که یک بارِ پا به زندگی...

هیچوقت نتوانستم حال و فکر آدم هایی را که یک بارِ پا به زندگی...

هیچوقت نتوانستم حال و فکر آدم هایی را که یک بارِ پا به زندگی...

هیچوقت نتوانستم حال و فکر آدم هایی را که یک بارِ پا به زندگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط