اشک در چشمان من طوفان غم داردبه دل،

اشک در چشمان من طوفان غم داردبه دل،
خنده بر لب می زنم تا کس نداند راز دل!

«صائب تبریزی»
دیدگاه ها (۱۱)

آن که هلاک من همی خواهد و من سلامتش، هر چه کند ز شاهدی کس نک...

تو را به نظم کشیدم ولی جهان خودم،شبیه موی سیاهت پر از پریشان...

برای این مردم، هرگز خودت را تغییر مده!چون اینان هرروز تورا ب...

دلم در دست او گیر است، خودم از دست او دلگیر، عجب دنیای بیرح...

چشمه‌ای در حوالی دل ماستگریه‌ی ما زلالی دل ماست می‌شناسیمش ا...

درد دل با کس نگفتم ، درد من گفتن نداشت ؛خنده بر لب می‌زدم هر...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط