وقتــی دلـم تـنـگ مـی شـود

وقتــی دلـم تـنـگ مـی شـود

روی ِ تـکـه کـاغـذی مـی نـویـسـم

" شـانـ ـه هـایـت " . .

و بـعـد یـک دل ِ سـیـر

روی ِ هـمـیـن تـکـه کـاغـذ

اشـک مـی ریـزم . . .
دیدگاه ها (۴)

نه شوقی برای ماندن ، نه حسی برای رفتن ،نه اشکی برای ریختن ، ...

گفتم ای جنگل پیرتازگیها چه خبر؟پوزخندی زدو گفت:هیچ،کابوس تبر...

اجازه هست در این ارامش دریا حرف دل را ، از دلم بیرون کنم !!!...

یـّــه روزپـّشـّیـّمـّون مـّیـّشـّیوقـّتـّی دیـگـّه کـّسـّین...

جمعه که می‌شود، دلم برای تو تنگ‌تر می‌شود. امروز روز توست، ر...

گاهی فکر می‌کنم هر اثر هنری، تکه‌ای از زمانِ زندگیِ هنرمند ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط