Yuna and school number 7 ( part ⁵ )
Yuna and school number 7 ( part ⁵ )
من هم کمی فکر کردم و گفتم :
_ .« نمیدونم ، اگه مشکلی ندارید بله . »
تهیونگ :
_ . « نه چه مشکلی . ما خیلی هم دوست داریم یه عضو دیگه و جدید داشته باشیم.»
من :
_ . « واقعا ! باورم نمیشه . بنظرم خیلی باحال باشه.»
اون روز که دیگه باید میرفتیم خونه و فرصتی نبود که خودم رو کامل بهشون معرفی کنم . صبح روز بعد وقتی به مدرسه اومدم ، اونا من رو دیدن و
بهم گفتن:
_ . « از همین امروز باید شروع به کار کنی . »
من هم که خیلی ذوق داشتم سریع شروع کردم .
قرار نبود کسی بفهمه که اونجا وجود داره . وقتی وارد اونجا شدم یه حس خاصی داشت . انگار یه اتفاقاتی افتاده بود یا قراره بیفته . خیلی استرس داشتم . وارد شدم . همه ی تعجب کردن من رو دیدن. انگار من ادمه عجیب و غریبی براشون بودم . تهیونگ به سرعت پیشم اومد و گفت :
_ . « میتونی یه بار دیگه کامل خودتو معرفی کنی ؟»
گفتم :
_ . « بله حتما ، چرا نشه . اسمم یونا است ، سال اولی اینجا هستم ، به اینجا منتقل شدم چون خیلی باهوش بود و سطحم بالا بود برا سطح مدرسه قبلیم خیلی بالا بودم به اینجا منتقل شدم. خیلی خوشحالم که قراره با گروه شما کار کنم . »
گفتن :
_ . « واییی پس قراره لحظه های جذاب و هیجان انگیز با هم داشته باشیم. ما هم خوشحالیم که تو ، توی گروه ما هستی .»
گفتم :
_ . « میتونید برام یه توضیح کوتاه درمورد کارتون برام بگید ؟؟ »
گفتن :
_ . « بله . ما اینجا درمورد یه معمایی که مربوط به کسایی هست که در روز های مشخص و ساعت های مشخص ، دزدیده میشن . ما ساعت و روزش رو نمیدونیم فقط میدونیم که این اتفاقا میفته . »
گفتم : ............................
ادامه دارد......................... 💜
یه تشکر از کسایی که حمایت میکنن و منتظرن که من پارت جدید بزارم. خیلی دوستون دارم 😘😘 این پارت ویژه تقدیم به شما ، چون دو روز نزاشتم این یکی از اون دوتایی هس که توی پارت قبلی قولش رو داده بودم . ببخشید دیر شد . 🙏💕✨ این فیک ۱۰ پارت خواهد بود .🌹حمایت یادتون گوگولیا 🌷🎀♥️
Army Forever 😎🤗
BTS Forever 😭 ♾️
لایک ، فالو ، کامنت یادت نره عشقولییییی 😘😳
#کیدراما #بی_تی_اس #ارمی #عشق #تهیونگ #کیم_تهیونگ #جین #یونگی #شوگا #جونگکوک #نامجون #جیمین #جیهوپ #ادیت #BTS #BTS_ARMY #BTS_forever #فستا #Borahae #فیک
من هم کمی فکر کردم و گفتم :
_ .« نمیدونم ، اگه مشکلی ندارید بله . »
تهیونگ :
_ . « نه چه مشکلی . ما خیلی هم دوست داریم یه عضو دیگه و جدید داشته باشیم.»
من :
_ . « واقعا ! باورم نمیشه . بنظرم خیلی باحال باشه.»
اون روز که دیگه باید میرفتیم خونه و فرصتی نبود که خودم رو کامل بهشون معرفی کنم . صبح روز بعد وقتی به مدرسه اومدم ، اونا من رو دیدن و
بهم گفتن:
_ . « از همین امروز باید شروع به کار کنی . »
من هم که خیلی ذوق داشتم سریع شروع کردم .
قرار نبود کسی بفهمه که اونجا وجود داره . وقتی وارد اونجا شدم یه حس خاصی داشت . انگار یه اتفاقاتی افتاده بود یا قراره بیفته . خیلی استرس داشتم . وارد شدم . همه ی تعجب کردن من رو دیدن. انگار من ادمه عجیب و غریبی براشون بودم . تهیونگ به سرعت پیشم اومد و گفت :
_ . « میتونی یه بار دیگه کامل خودتو معرفی کنی ؟»
گفتم :
_ . « بله حتما ، چرا نشه . اسمم یونا است ، سال اولی اینجا هستم ، به اینجا منتقل شدم چون خیلی باهوش بود و سطحم بالا بود برا سطح مدرسه قبلیم خیلی بالا بودم به اینجا منتقل شدم. خیلی خوشحالم که قراره با گروه شما کار کنم . »
گفتن :
_ . « واییی پس قراره لحظه های جذاب و هیجان انگیز با هم داشته باشیم. ما هم خوشحالیم که تو ، توی گروه ما هستی .»
گفتم :
_ . « میتونید برام یه توضیح کوتاه درمورد کارتون برام بگید ؟؟ »
گفتن :
_ . « بله . ما اینجا درمورد یه معمایی که مربوط به کسایی هست که در روز های مشخص و ساعت های مشخص ، دزدیده میشن . ما ساعت و روزش رو نمیدونیم فقط میدونیم که این اتفاقا میفته . »
گفتم : ............................
ادامه دارد......................... 💜
یه تشکر از کسایی که حمایت میکنن و منتظرن که من پارت جدید بزارم. خیلی دوستون دارم 😘😘 این پارت ویژه تقدیم به شما ، چون دو روز نزاشتم این یکی از اون دوتایی هس که توی پارت قبلی قولش رو داده بودم . ببخشید دیر شد . 🙏💕✨ این فیک ۱۰ پارت خواهد بود .🌹حمایت یادتون گوگولیا 🌷🎀♥️
Army Forever 😎🤗
BTS Forever 😭 ♾️
لایک ، فالو ، کامنت یادت نره عشقولییییی 😘😳
#کیدراما #بی_تی_اس #ارمی #عشق #تهیونگ #کیم_تهیونگ #جین #یونگی #شوگا #جونگکوک #نامجون #جیمین #جیهوپ #ادیت #BTS #BTS_ARMY #BTS_forever #فستا #Borahae #فیک
- ۷۷۵
- ۰۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط