چون پیری در نفسهای اخر

چون پیری در نفسهای اخر
لحظه های
با تو بودن را
چنگ بر عقربه ها دارم
تا ندود
نرود
دیدگاه ها (۱)

سر چشمانش کجا این غوغا بودعطش دل را گر شراب چاره بود

تدبیر ی ندارمبرای جای خالی ات"ما "تقدیری است که تنها در قا...

انداخت خیالت زِ ڪجایم به ڪجاها .....!

#بانودر سر این قلمهاشور از تو نوشتن استان قلم خاموشفرزند نا ...

به عقربه ها بگو بایستند من به جایشان میگردم هزار بار دور آن ...

من نگاهی دارم من به تو من عاشق نگاهتم زه تو من نگاه یار وفا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط