پارت دوازده

پارت دوازده
عشق یا مرگ

داشتم همین جور فرار میکردم نمی دونم چی شد که یهو سرم گیج رفت و بعدش سیاهی مطلق

ا.ت ویو از خواب بیدار شدم تویه خونه بودم یا یه اتاق خیلی قشنگ البته به عنوان سلیقه من ولی احساس خوبی نداشتم و عجیب تر از اون قدرتم خیلی خیلی ضعیف شده بود تو همین فکرا بودم که در واز شد

کوک، بیدار شدی
ا.ت ، تو کی هستی
کوک، آروم باش میفهمی
کوک، خواست دوباره قره که ا.ت سیع کرد با قدرتش اونو نگه داره و نزاره بره
ولی خب قدرتش کم بود و جواب نداد
کوک، او راستی هنوز درباره دارو های گیاهی این سرزمین چیزی نمیدونی نه
ا.ت، ای لعنت بهش نیلوفر سیاه به خوردن داده (تودلش)
کوک، و در ضمن بنده میتونم قدرتتو خنثی کنم خب یه جورایی اندازه قدرت مادوتا یکیه ولی خب فقط جای یه نفر هست
ا.ت، داییم کجاس
کوک، ما با افراد قلمرو سفید کاری نداریم اونو پدر بزرگ رو مخت برد میدونی خیلی وقت بوده بچشو ندیده
ا.ت، چرا منو گرفتی تو کی هستی
کوک، گفتم که میفهمی
ا.ت ، امید وارم زود تر بفهمم چون صبرم زیاد نیست
کوک، لباس تو کمد هست اگه میخوای برو حموم و کوک میره
کوک ویو
بالا خره پیداش کردم اوفف چقد طول کشید از هق نگذریم دختر خوشگلیه اما برای اذیت کردنش بیشتر مشتاقم

ا.ت، ای لعنت بهش رفتم سر کمد یه عالمه لباس بود اما لباس هانبوک های عجیبی بود با طرح های عجیب که یه لباس چشممو گرفت همونو ور داشتم و رفتم حموم اومدم پوشییدمش و رفتم و رو تخته دراز کشیدم

؟. باید انجامش بدی تا بتونی قلمرو رو به دست بگیری
کوک ، خوبه خب من از اذیت کردنشم خوشم میاد
؟خوبه فقط سریع تر دست به کار شو چون زیاد وقت نداریم بعدشم که میدونی باید چیکار کنی
کوک، اره یکم بهم زمان بده خودت که خوب میدونی من زیاد از ور رفتن با دخترا خوشم نمیاد
؟باشه
کوک،میتونم برم
؟برو

کوک ویو
باید اول بشناسمش من هیچی ازش نمی‌دونم پس اول میشناسم بعد میرم تو کارش امشب خوبه
فلش بک به شب
کوک ،در میزنم
کوک، میتونم بیام تو
ا.ت..........
کوک،باتوعم
ا.ت،......
کوک ،باشه پس اومدم
و کوک می‌ره تو که با قیافه غرق در خواب ا.ت مواجه میشه
کوک، ویو
الان وقت خوبی برای اذیت کردنه
و می‌ره کنارش رو تخت میشینه و هی ا.ت رو اذیت می‌کنه
کوک، پاشو
کوک، الان پاشو
کوک، میگم پاشو
ا.ت ، ای لعنت بهت بیدار شدم بابا
کوک، خب خوبه حالا هم می‌خوام چند تا سوال ازت بپرسم وتو هم جواب میدی
ا.ت ،چه مرگته
کوک، اسمت چیه چند سالته قدرتات چین چه کارایی بلدی و خب از چیا خوشت میاد (سرد)
ا.ت ،برج زهره مار
خب اسمم ا.ته هشت ماه پیش ۱۸سالم شد و قدرتامم به تو ربطی نداره من از تنهایی خواب خواب خواب و پایین آوردن فک آدمای عوضی مثه تو خوشم میاد
حالا تو به من جواب بده تو کی هستی چرا منو گرفتی قسطت چیه ......
دیدگاه ها (۱)

پارت سیزدهم عشق یا مرگو قسطت چیهکوک، اسممو نمی خوای بدونی ا....

پارت چهار ده عشق یا مرگکوک، چرا دردش داره منم اذیت می‌کنه طب...

پارت یازده عشق یا مرگزندگیشو از دست داد و الان بچه اون باید ...

پارت ده عشق یا مرگبعد از این همه سال برگشت‌ عشق زندگیش روبه ...

part 8

طراح عشق

هرزه ی حکومتی پارت ۷ بردمش تو اتاق خودم...دستش و محکم ول کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط