عاشقانه می خواهمت " عشق من "
عاشقانه می خواهمت " عشق من "
آن لحظه که ازمن دور میشوی
اشک در چشمانت میرقصد وچشمان من مست چشمان تو میشود
آن لحظه که قفل می کنی مرا در دستانت
زندانی می کنی مرادر آغوشت
و تنگو تنگتر می کنی این زندان را
آن قدر تنگ تامرز یکی شدن
چه بی تابانه می خواهمت
آن لحظه که دستم رامیگذاری روی قلبت و میگویی:
" ببین برای تو می زند "
ومن غرق می شوم در این همه عشق
دراین همه احساس
گاهی شک می کنم که شاید خواب باشداینها
شاید رویا باشد این همه خوشبختی
اماوقتی گم میشوم در " آغوشت "
فراموش میکنم همه ی این ها را و میگویم:
حتی اگر رویا باشد رویای " قشنگی ست "
" بگذار برای همیشه باشد "...!!
آن لحظه که ازمن دور میشوی
اشک در چشمانت میرقصد وچشمان من مست چشمان تو میشود
آن لحظه که قفل می کنی مرا در دستانت
زندانی می کنی مرادر آغوشت
و تنگو تنگتر می کنی این زندان را
آن قدر تنگ تامرز یکی شدن
چه بی تابانه می خواهمت
آن لحظه که دستم رامیگذاری روی قلبت و میگویی:
" ببین برای تو می زند "
ومن غرق می شوم در این همه عشق
دراین همه احساس
گاهی شک می کنم که شاید خواب باشداینها
شاید رویا باشد این همه خوشبختی
اماوقتی گم میشوم در " آغوشت "
فراموش میکنم همه ی این ها را و میگویم:
حتی اگر رویا باشد رویای " قشنگی ست "
" بگذار برای همیشه باشد "...!!
- ۳.۹k
- ۱۵ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط