آن گل زودرس چو چشم گشود

آن گل زودرس چو چشم گشود
به لب رودخانه تنها بود
گفت دهقان سالخورده که : حیف که چنین یکه بر شکفتی زود
لب گشادی کنون بدین هنگام
که ز تو خاطری نیابد سود
گل زیبای من ولی مشکن
کور نشناسد از سفید کبود
نشود کم ز من بدو گل گفت
نه به بی موقع آمدم پی جود
کم شود از کسی که خفت و به راه
دیر جنبید و رخ به من ننمود
آن که نشناخت قدر وقت درست
زیرا این طاس لاجورد چه جست ؟ نیما یوشیج
دیدگاه ها (۲)

دل در گرو ولای زینب جان باد همی فدای زینب از عشق حسینی‏اش چه...

آن که درقصرستمگربا شجاعت خطبه خواند زآن فصاحت شد بلند فریادا...

دانلود کتاب در حصار ندامت - نویسنده اشرف اسدی

دانلود مجله زن روز - شماره 470 - 31 فروردین 1353

شوق من چندین برابر میشود با دیدنتوای من دیوانه‌ام، دیوانه‌ی ...

عصر بارانی و دل در حسرتِ دیدار توستکوچه‌ها خاموش و چشمم خیره...

عزیز البریهی

دانلود کتاب کوفیان - نویسنده امین فقیری

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

دانلود مجله دختران و پسران - شماره 660 - 31 مرداد 1350

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط