کوچه ای را بود نامش معرفت ...

کوچه ای را بود نامش معرفت ...
مردمانش با مرام از هر جهت ...
سیل آمد کوچه را ویرانه کرد ...
مردمش را با جهان بیگانه کرد ...
هرچه در آن کوی بود از معرفت ...
شست و با خود برد سیل بی صفت ...
از تمام کوچه تنها یک نفر ...
خانه اش ماند و خودش جست از خطر ...
رسم و راه نیک هرجا بود و هست ...
از نهاد مردم آن کوچه است ...
چونکه در اندیشه ام اینگونه ای ...
حتم دارم از بچه های آن کوچه ای ...
دیدگاه ها (۹۸)

*زبان فارسی ما دارد خفه می‌شود! نه با گلوله، نه با سانسور......

کوچه ای را بود نامش معرفت ...مردمانش با مرام از هر جهت ...سی...

کوچه ای را بود نامش معرفت ...مردمانش با مرام از هر جهت ...سی...

کوچه ای را بود نامش معرفت ... مردمانش با مرام از هر جهت ... ...

کوچه ای را بــود نامش معــرفتمردمــانش با مــرام از هــر جهت...

کوچه ای را بود نامش معرفتمردمانش با مرام از هر جهتسیل آمد کو...

کوچه ای را بود نامش معرفت،مردمانش با مرام از هر جهت،سیل امد ...

.کوچه ای را بود نامش معرفت،مردمانش با مرام از هر جهت . .سیل ...

کوچه ای را بود نامش معرفت ...مردمانش با مرام از هر جهت ...سی...

كوچه اى را بود نامش معرفت، مردمانش بامرام از هرجهت، سيل آمد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط