با گرگ ها بازی کردیمــــ

با گرگ ها بازی کردیمــــ
با ببرها خوردیمــــ
باشیر ها نعره زدیمــــ
باکفتارها شب ها دربیابان خوابیدیمـــ
ولی عاقبت خود شکار نارفیق شدیمــــــ
دیدگاه ها (۱۸)

ملکه ی آدمیزاد و سه پادشاه خوناشام

نوستالوژی

رئیس دوست داشتنی پارت چهاردهم صبح بود ومن از تخت خوابم بلند ...

رمان : آیدل من پارت :«2»ویو «ا/ت»با حرفی که آقای جانگ زد داش...

فیک تهیونگ

part 4تا شب کلی دور زدیم و اهنگ پلی کردیم...رفتیم کافه و کلی...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_20بعد از پارک کردن ماشین از ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part25براش از نقشم توضی دادم و غر زدناشو گذاش...

درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط