نمی خواهم به جز من دوستدار دیگری باشی

نمی خواهم به جز من دوستدار دیگری باشی

برای لحظه ای حتی به فکر دیگری باشی

نمی خواهم کسی نامش به لب های تو بنشیند

نمی خواهم صفای خنده ات را دیگری بیند

نمی خواهم کسی یادت شود در پهنه ی هستی

نمی خواهم به غیر از من بگیرد دست تو دستی

نمی خواهم کسی جز من به یار من سخن گوید

اگر چه قاصد من باشد و پیغام من گوید

نمی خواهم که نقش چهره ات بر خاطری ماند

خیال دیگری بنیاد عشق ما بر اندازد

نمی خواهم به جز من دوستدار دیگری باشی

برای لحظه ای حتی تو یارِ دیگری باشی.....
دیدگاه ها (۲)

دلم ! جای خالی اش راهیچ خیالی پر نمی کندتو بخوابمن مشق گریه ...

خاطراتت راالک کردی ندانستی که منریز ریز ازگوشه ی چشمتزمین اف...

نیمه گمگشته ات را دیر پیدا میکنیسر بجنبانی خودت را پیر پیدا ...

برای کفشی کههمیشه پایت را می زندفرقی نمی کندتو راهت را درست ...

شب‌ها که دلتنگی‌ام به اوج می‌رسد، سرم را رو به آسمان می‌گیرم...

لحظه‌به‌لحظه دلتنگت می‌شومانگار هر ثانیه‌ای که می‌گذرد بیشتر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط