من نمی‌دانم که در چشم

من نمی‌دانم که در چشم
خمارینت چه بود
کز همه ترکان آهو چشم ،
رم دادی مرا !
دیدگاه ها (۰)

تو گوش می‌دادی اما مرا نمی‌دیدی.

می دانم دیگر نمی آییاما هنوز چشم به راهم...💔

نمی دانم 😀

غَرَض نقشی ست کز ما باز ماندکه هستی را نمی بینم بقایی.....

اره خیلی گرون هستم نازنین خیلی من دیگه نمی رم سمتش

نمی گویم حرامت باشد که آمدی و مرا به گناه عادت دادی و رفتی آ...

روزی که فلک از تو دور ساخت مراکسی با لب پر خنده ندیده است مر...

الا ای آنکه پیش دشمنان سینه سپر دادییک امشب را ملالی نیست لا...

بفرس برای کسی که خیلی دوسش داری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط