چنان‌گرم‌هذیان

چنان‌گرم‌هذیان
عشـــقم که آتــــش...
به جای عـــرق از تبم می‌تـــراود..
دیدگاه ها (۴)

من که قرار بودقوے باشمبر روے گونه هام چرا اشک است؟!

تمامِ آن چیزی که درباره تو در سرم هست ده‌ها کتاب می‌شود اما ...

امروز را زندگی کنبخاطر تمام آنهایی که در کنارت هستند …امروز ...

کاش دورانمان کمی عقب تر بود ...مثلا یک قرن من چادرِ گلدار سر...

شهادت مظلومانه امام زین العابدین حضرت سجاد علیه السلام تسلیت...

فصل دوم بخش اول اصل داستان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط